بسم الله الرحمن الرحیم


پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ الفب
آرشیو وبلاگ
      درد


یا الله یا محمد یا امام علي یا حضرت فاطمه یا امام حسن یا امام حسين يا امام سجاد یا امام محمد باقر یا امام جعفر صادق یا امام موسي کاظم یا امام رضا یا امام محمد تقي یا امام علي النقي یا امام حسن عسکري یا صاحب الزمان (عليهم السلام)
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
هدف خلقت نویسنده: الفب - دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٢

برای یادآوری می نویسم

عزیزان هدف خلقت عبادت است.

سوره ی مبارکه ذاریات آیه 56

وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ

من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند) 

 عبادات و نیایشهای ما  همگی کلاسهای تربیت برای تکامل ما است  و برای تکامل انسانی و قرب به خدا  و این یعنی قرب به خدا  هدف نهایی است(برگرفته از تفسیر این آیه در تفسیر نمونه)

حال با توجه به  هدف خلقت ، از دنیا و علوم دنیا و امکاناتی که در اختیار شماست و جسمتان  فقط برای قرب به خدا استفاده کنید و بدانید این دنیا و هر چه در آن است عاریتی است و قرار نیست تا ابد در اختیارتان باشد. پس بهترین استفاده ای که میتوان از آن کرد همین است چون خدا برترین است و بزرگترین است (الله اکبر) و عاقل کسی است که به دنبال بهترین باشد و کسی که نیست رفتار عقلایی ندارد.

به نظرم مردم اگر بدانند که خدا او را خلق کرده که با عبادت روحش که بعد اصلیش است را تکمیل کند که به قرب برسد با اشتیاق بیشتری به دنبال شناخت روحش و عوامل تاثیر گذار روی روحش می رود چون برای تکمیل کردن روح باید تیرگی گناهان  و صفات رذیله را از آن زدود و آنرا نورانی کرد البته خدا کار راحت کرده و قرآن و معصومین علیهم السلام که قرآن ناطق هستند را برایمان فرستاده که در شناخت عوامل تاثیر گذار روی روح که روح را کاملتر یا ناقص و تیره تر می کند به زحمت نیفتیم و همچنین کسی که بفهمد هدف خلقت این است و تصمیم می گیرد در جهت رسیدن به قرب قدم بردارد از عواملی که روحش را کدر می کنند مثل حرام و مکروهات با اشتیاق بیشتری فاصله می گیرد

فقط توجه کنید عبادتی که موجب رسیدن ما به قرب خدا میشود فقط نماز و روزه و ... نیست و انسان باید اول اعتقاداتش را درست کند و بعد به انجام اعمال آنگونه که خدا به واسطه معصومین علیهم السلام برای ما فرستاده بپردازد و از آنچه خدا در این دنیا در اختیار ما قرار داده مثلا همین جسم مادیمان یا علوم مادی که همه اش موقتی است و آنها را از دست می دهیم (مثلا با مردن یا بیماری مثل آلزایمر که موجب میشود علم را از دست دهیم) طبق دین استفاده کند.و باید بسیار توجه کرد که اعمال باید طبق دین انجام شود.

و کلام آخر اینکه همیشه با یک استاد که این چیزها را بلد است در ارتباط باشید که راه را از چاه برایتان مشخص کند.

  نظرات ()
آیا انسان جایز الخطاست؟ نویسنده: الفب - شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٢

عده ای می گو یند انسان جایز الخطاست!

چه کسی به انسان اجازه خطا داده است که آنها همچین حرفی می زنند.

اگر منظورشان این است که خدا اجازه داده پس چرا این همه  حلال و حرام در دین داریم پس چرا خدا جهنم را خلق کرده. اگر خدا اجازه خطا داده بود دیگر نیازی به خلق جهنم نبود.

این جملات و جملات مشابه آن مثل جوان باید جوانی کند همه  اش جملاتی است که گناه کاران برای توجیه کار خود بکار می برند و  بی اساس است و با همین توجیهات هر کاری دوست دارند می کنند و جامعه  را به رنگ جامعه گناهکاران در می آورند.

پس انسان  جایز الخطا نیست.

برخی انسان ها ممکن الخطا هستند یعنی ممکن است خطا کنند و برخی هم خطا کردن برایشان ارزش و همیشگی است چون فکر می کنند اینگونه با شخصیت ترند!

بهر حال هر چه  زودتر توبه کنید و  به این فکر که انسان جایز الخطاست یا جوانی کردن اشکالی ندارد  بگذار بعدا توبه می کنم نباشید چون معلوم نیست بعدی وجود داشته باشد.

و این شعر را روزی 1000 بار تکرار کنید و از رویش بنویسید تا از آن غافل نشوید:

در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است

ور نه هر گبری به پیری میشود پرهیزگار

  نظرات ()
تعیین اسامى معصومین علیهم السلام به روزهاى هفته نویسنده: الفب - جمعه ٢۳ اسفند ۱۳٩٢

در تعیین اسامى نبىّ و ائمه عَلیهمُ السلام به روزهاى هفته و زیارت ایشان در هر روز سید بن طاوُس در جَمالُ الاُْسْبوع گفته ابن بابویه (ره ) به سند از صقر بن ابى دُلَف روایت کرده که چون متوکّل حضرت امام علىّ النّقىّ علیه السلام را بِسُرَّ مَنْ رَاى طلبید روزى به خدمت آن حضرت رفتم تا خبرى از احوال آن جناب بگیرم و آنحضرت را نزد زراقى حاجب متوکّل محبوس کرده بودند. چون نزد او رفتم گفت: چه کار دارى؟ گفتم بدیدن شما آمده ام. ساعتى با هم نشستیم و از هرگونه صحبتى باهم کردیم تا آنکه مردم را متفرّق کرد و مجلس خلوت شد. باز پرسید که براى چه آمده اى؟ من همان جواب اوّل را دادم. گفت: گویا آمده اى که خبرى از مولاى خود بگیرى.
من ترسیدم. گفتم مولاى من خلیفه است. گفت ساکت شو که مولاى تو بر حقّ است و من نیز اعتقاد تو را دارم. گفتم الحمد لله. پس گفت آیا مى خواهى نزد او بروى؟ گفتم بلى. گفت: قدرى بنشین تا صاحب البرید از نزد او بیرون آید. من نشستم تا وقتى که صاحب البرید بیرون شد. آن وقت پسرکى را مأمور کرد که مرا به نزد آن حضرت ببرد. چون به خدمت آن جناب رسیدم دیدم بر روى حصیرى نشسته است و در برابرش قبرى کنده اند.
پس سلام کردم. حضرت جواب داد. فرمود: بنشین. پس فرمود که براى چه آمده اى؟ گفتم آمده ام که از احوال شما خبرى گیرم. پس ‍ چون نظرم بر قبر افتاد گریستم حضرت فرمود که گریه مکن که در این وقت از ایشان آسیبى به من نمى رسد. گفتم الحمد لله. پس گفتم اى سیّد من حدیثى از رسول خدا صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله روایت شده که معنای آن را نمى فهمم. فرمود: چیست؟ آن حدیث را عرض کردم لا تُعادُوا الایّامَ فَتُعادیکُمْ یعنى: دشمنى نکنید با روزها که آنها با شما دشمنى خواهند کرد.

فرمود مُراد از ایّام و روزها ما هستیم مادامى که به پا است آسمانها و زمین ،

شنبه اسم رسول خدا صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله است

و یکشنبه امیرالمؤ منین علیه السلام

و دوشنبه حسن و حسین عَلیهِما السَّلام

 و سه شنبه علىّ بن الحسین و محمّد بن على و جعفر بن محمّد عَلیهمُ السلام

و چهارشنبه موسى بن جعفر و علىّ بن موسى و محمّد بن علىّ عَلیهمُ السلام و منم

 و پنجشنبه فرزندم حسن علیه السلام

و جمعه فرزند فرزندم است و به سوى او جمع مى شوند اهل حقّ.


 این است معنى ایّام. پس دشمنى مکنید با ایشان در دنیا که دشمنى کنند با شما در آخرت. پس فرمود: وداع کن و بیرون رو که ایمن نیستم برتو و مى ترسم اذیّتى به تو رسد.

منبع:

 کلیات مفاتیح الجنان تألیف ثقة المحدثین مرحوم حاج شیخ عباس قمی ص 86

  نظرات ()
معصومین علیهم السلام ما را دوست دارند نویسنده: الفب - پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٢

1-در روایتی نقل شده که یک روز امیرالمؤمنین(علیه السلام) در مسجد کوفه بعد از خواندن نماز جمعه یکی از دوستان خود را دیدند که حالش خوب نبود. حضرت به او فرمودند: حالت چه‌طور است؟ کسالت داری؟ او گفت: بله آقا جان، کسالت دارم ولی برای دیدن شما و خواندن نماز پشت سر شما آمدم. حضرت فرمود: آیا می‌دانید وقتی شما مؤمنین و دوستان و شیعیان ما مریض می‌شوید ما هم به خاطر شما مریض می‌شویم، می‌دانید وقتی محزون می‌شوید ما هم به خاطر شما محزون می‌شویم. او گفت: آیا این کار شما فقط براى کسانى است که در این شهر با شما هستند، و در مورد آنان که در گوشه و کنار زمین هستند چطور مى‌‏شود؟ حضرت فرمود: هیچ مؤمنى در شرق و غرب عالَم نیست مگر اینکه ما با او هستیم. (ارشاد القلوب/ ج 2/ ص 145)


2-در روایتی نقل شده: «عمرو بن ابى مقدام گوید که: شنیدم حضرت صادق علیه السّلام مى ‏فرمود: من با پدرم براى رفتن به مسجد رسول خدا از منزل خارج شدیم و وقتى که در بین قبر و منبر بودیم جماعتى از شیعیان در آنجا مجتمع بودند. پدرم بر آنها سلام کرد و پس از آن فرمود: سوگند به خدا من بوى شما را و روح شما را دوست دارم، شما در این امر مرا با ورع و اجتهاد خود یارى کنید...(بحار الانوار کتاب الایمان ص ۱۲۳)

3-در روایتی نقل شده امام زمان (عجمی‌فرمایند «انا غیر مهملین لمراعاتکم و لا سنین لذکرکم»  ما در مراعات حال شما کوتاهی نمی‌کنیم و یادتان را از خاطر نمی‌بریم. (طبرسی / ج ۲ ص ۵۹۸)

 معصومین علیهم السلام ما را دوست دارند .



خوب است که ما هم گهگاهی اگر فرصت کردیم از آنان یاد کنیم!!!!!

 

  نظرات ()
در مورد دیدار کاترین اشتون با برخی فتنه گران در ایران نویسنده: الفب - پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٢

دشمن دشمن است  و هر چیز خاصیت خود را دارد و خاصیت دشمن دشمنی کردن است .

ما  باید حواسمان را جمع کنیم که با ساده لوحی  و خو شبینی بی مورد اجازه پیشروی به دشمن را ندهیم .

باید از این چیزها عبرت بگیریم.

امام علی علیه السلام

چه زیادند عبرتها و چه کمند عبرت پذیرها.

  نظرات ()
اگر ما در زمان امام حسین علیه السلام بودیم چه می کردیم نویسنده: الفب - جمعه ۱٦ اسفند ۱۳٩٢

برخی می گویند  معلوم نبود اگر ما هم در زمان امام حسین علیه السلام بودیم طرف امام را می طرفتیم یا طرف یزید یا بی طرف می شدیم.

اگر این  سوال  را این گونه مطرح کنیم که آیا ما به طرف حق می رویم یا باطل یا بی طرف میشویم جواب به آن بسیار آسان میشود.

حق و باطل در همه  زمان ها وجود داشت و الان هم وجود دارد. اگر ما الان به طرف حق می رویم در آن زمان هم به طرف امام حسین علیه السلام می رفتیم و اگر الان به طرف باطل می رویم در آن زمان حامی یزید می شدیم و اگر الان بی طرفیم آنگونه هم اوضاع همین بود.

همانگونه که در زمان امام حسین علیه السلام عده ای با اینکه همه چیز را میدانستند باز هم در حقانیت امام علیه السلام شک داشتند الآن هم عده ای با اینکه اوضاع را می دانند در حقانیت آیت الله خامنه ای شک دارند.

در آنموقع یزید با اینکه شخصیتی بود ضد دین طرفدارانی داشت که البته اهل نماز و روزه هم بودند الآن هم با اینکه عده ای می بینند آمریکا ضد دین است باز هم طرف آمریکا را می گیرند البته اهل نماز و روزه هم هستند  یا قبل از انقلاب عده ای با اینکه از اعمال شاه ملعون خبر داشتند ولی باز هم از شاه حمایت می کردند.

همچنین در زمان امام حسین علیه السلام عده ای به هیچ وجه حاضر نبودند تا فکر خود را برای تشخیص حق و باطل به کار برند و فقط حرف پدر خود یا قبیله خود یا دوستان خود یا  اکثریت را تکرار میکردند الآن هم عده ای اینگونه زندگی می کنند.

همچنین عده ای بی طرفند.که در برخی موارد این گروه ضررشان در حد ضرر طرفداران ظلم است.

البته دقت کنید که در کربلا جناب حر (ره) هم وجود داشت که ابتدا یزیدی بود ولی پشیمان شد و توبه کرد و امام حسین علیه السلام هم توبه اش را پذیرفت .

و همچنین با خواندن یا شنیدن این مطالب بجای اینکه به تجزیه وتحلیل دیگران بپردازید بفکر درست کردن خود بیافتید که اگر همه خود را اصلاح کنند کل جامعه اصلاح میشود.

  نظرات ()
سخنانی تاثیر گذار از آیت الله بهجت(ره) نویسنده: الفب - چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٢

از کتاب جرعه وصال(چاپ 10 سال 1389)

صحفه 53 --- خدا کند که مادیات برای ما وسیله باشند بگونه ای که وقتی امور دنیویه به ما اقبال کردند سبب اقبال ما به امور معنوی و آخرت گردند.

ص95--- کسی که طالب جمال برتر و بالا تر است به پایین تر بی اعتنا است.

ص 95--- خدا کند علوم و معارف ما مثل نهری که به دریا متصل است یک نحو ارتباط ولو به صورت یک نخ باریک با منبع و سرچشمه اتصال داشته باشد و گرنه یک حوض پر آب هم بدون ارتباط و اتصال با سرچشمه فایده و دوام و تازگی ندارد.

ص 98--- گاهی از بعضی انسان ها کارهای بسیار سخت و دشواری انجام می گیرد که دیگران از انجام مثل آن عاجزند ولی فایده مهمی برای همنوع خود ندارند.

ص 99--- اختلاف بشر در علم و جهل آنهاست و ارزش و قدر انسان هم به علم است نه به مال.

ص105---هر که عمل کرد به معلومات خودش خداوند مجهولات او را معلوم می فرماید

ص106 --- نماز شب مفتاح توفیقات است(کلید موفقیت هاست)

ص 107--- اگر سلاطین عالم می دانستند که انسان ممکن است در حال عبادت1 چه لذت هایی را ببرد هیچگاه دنبال این مسائل مادی نمی رفتند.

ص110 --- وقتی روح انسان به عالم دیگر رفت می فهمد این همه تشریفات در دنیا لازم نبود.

ص112--- اگر بالغیر بودن را فهمیدیم (یعنی همه چیز از خداست) اقبال است و در این حال هر چه از او بخواهی می شود و خدا به او خطاب می کند الی الملک الحی القیوم (به بنده ام که پادشاه زنده و پا برجاست ) زیرا بنده وقتی رو به آن طرف می کند ازل و ابد را به هم پیوند می دهد و وقتی رو به این طرف می کند پشت پای خود را هم نمی بیند2.

ص115---  وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُیِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ کُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَىٰ (سوره مبارکه رعد 31)" و اگر قرآنی وجود داشت که به واسطه آن کوه ها سیر شود، یا زمین پیموده و یا شکافته شود، یا با مردگان سخن گفته شود..."

چه می گوید ؟ آیا امور مذکور در آیه شریفه فرض محال و غیر واقع است یا می خواهد بفرماید: اهلش با این قرآن همه این کارها را می توانند انجام دهند.

---------------

1- عبادت موجب کامل شدن و رسیدن به خداست

2- آیا چیز دیگری می تواند انسان را به این مقام برساند؟

  نظرات ()
همسر خوب نویسنده: الفب - دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩٢

همسر خوب کسی است که هم دیندار باشد یعنی به دستورات مجتهد در  رساله عمل کند و برای حرام و حلال دین ارزش قائل شود و مانند کسانی نباشد که با شنیدن نام مجتهد و حلال و حرام به قدری عصبانی میشوند که ...

و همچنین مقدمات زندگی را هم فراهم کرده باشد.

اگر کسی وضع مادیش خوب است ولی دیندار نیست مثلا اوقات فراغتش را به دیدن و شنیدن رقص و موسیقی و ماهواره و امثالهم می گذراند همسر خوبی نیست و به درد ازدواج نمی خورد مگر اینکه قبول کند که بعد از ازدواج دست از این چیزها بردارد که اگر برندارد به احتمال بیسار زیاد همسر خود را هم بی دین میکند و امیدی نیست که این شخص بتواند فرزند صالحی که دیندار باشد تربیت کند.

همچنین زنان بد حجاب اگر قبول نکنند که بعد از ازدواج حجاب را رعایت کنند به درد ازدواج نمی خورند چون این گناه زن را برای شوهرش هم می نویسند زیرا شوهر وظیفه دارد جلوی زنش را بگیرد و همچنین این چون این زن بدحجاب است احتمال بسیار زیاد دارد که دخترش هم مثل خودش بدحجاب شود.

ممکن است بگویید فلانی نمازش را ترک نمی‌کند فقط یه کم لباسش تنگ است و قدری هم موهایش بیرون است ، پس چون نماز می‌خواند همسر خوبی است.

نه آقا جان اینگونه نیست.

شنیده‌اید برخی گاوها بعد از اینکه شیرش را دوشیدند با یک لگد همه را می ریزد.

این زنان هم اینگونه اند.

با یک لگد هم اعمال خودشان را و هم اعمال همسرشان را تباه می‌کنند و هم زمینه ی انحراف فرزندانشان را فراهم میکنند.

 

از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) نقل شده:

ازدواج [تنها] به انگیزه جمال و ثروت شخص مقابل، به ناکامی انسان می انجامد.

 

از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) نقل شده:

از گل های زیبایی که در لجن زارها روئیده اند، بپرهیزید. عرض شد: ای رسول خدا، اینان چه کسانی هستند؟ فرمود: زن زیبایی که از خاندان بد و غیر اصیل به وجود آمده باشد.

 

 و زمین پاک است که گیاهش به اذن پروردگارش بیرون می آید، و زمینی که ناپاک است، جز گیاهی اندک و بی سود از آن بیرون نمی آید؛ این گونه نشانه ها را برای گروهی که سپاس گزارند [به صورت های گوناگون] بیان می کنیم. ( آیه 58 سوره مبارکه اعراف)

  نظرات ()
زندگی دینی نویسنده: الفب - جمعه ٩ اسفند ۱۳٩٢

امام کاظم علیه السلام  می فرمایند:

«بکوشید تا اوقات زندگی خود را در چهار بخش تقسیم کنید»:

1. بخشی را به مناجات با خدا اختصاص دهید.

2. بخشی را برای تأمین نیازهای معیشتی خود ملحوظ دارید.

3. بخشی از آن را برای دیدار با دوستان مورد اعتماد که از سر خیرخواهی عیوب شما را می‏گویند اختصاص دهید.

4. و بخشی دیگر را برای بهره‏گیری از لذت‏های مباح مخصوص سازید؛ زیرا بهره‏گیری از لذایذ مباح، شما را برای انجام وظایف در سه بخش نخست آماده می‏سازد.

  نظرات ()
علماى امامیه زحمتها کشیده اند نویسنده: الفب - سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٢

حاجى در لمعات مى گوید: استاد ما جناب شیخ حسن فرزند مرحوم مغفور شیخ جعفر کبیر صاحب کتاب کشف الغطاء روزى در مجلس فرمود: شیخ کبیر شبها پس از اندک خوابى بر مى خاست و تا موقع نماز شب به مطالعه مى پرداخت بعد به نماز و تضرع و مناجات مشغول بود تا هنگام سپیده صبح .

شبى ناله و صحیه او را شنیدیم و مثل این بود که بر سر و روى خود مى زند ما برادران متوحش شده به خدمتش دویدیم او را با حالت منقلب مشاهده کردیم که دامنش از اشک دیدگانش پر آب  بود و به سر و صورت خود هم مى زد ما دست او را گرفتیم و چگونگى را از او پرسش نمودیم فرمود :

 از من خطائى سر زده زیرا اول شب مساله فقهیه اى در نظرم بود که علماء اعلام حکم آن بیان کرده و مى خواستم دلیل حکم را از احادیث اهل بیت علیهم السلام ملاحظه کنم چند ساعت کتب اخبار را ملاحظه کردم و مستندش را نیافته عاجز شدم و از کمال خستگى گفتم که خداى تعالى علما را جزاى خیر دهد حکمى کرده اند بدون دلیل سپس خوابیدم

در عالم خواب دیدم براى زیارت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روانه حرم مطهر هستم چون به کفش کن رسیدم نظاره کردم که پیش ‍ صفه فرش است و منبری بلند پایه  در صدر مجلس زده و شخص موقری با صورتی نورانی بر بالای منبر قرار گرفته و مشغول به درس دادن است و تمام پیش صفه پر بود از علماى اعلام که استماع درس می نمودند.از کسى پرسیدم این جماعت کیستند و آن که بر فراز منبر است کیست ؟

گفت او محقق اول صاحب "شرایع "است و اینها که زیر منبرند علماى امامیه هستند من خرسند شدم و با خود گفتم چون من از این گروهم البته مرا اعزاز و احترام خواهند کرد. چون از کفش کن بالا رفتم سلام کردم ولی جوابی از روی اکراه وترش رویی به من دادند و جایی برای نشستن به من نشان ندادند از این پیشامد در خشم شدم ومتوجه به محقق علیه الرحمة گشتم و عرض نمودم مگر آیا من از جماعت فقهای شیعه نیستم که با من این نحو معمول می دارند؟

دیدم محقق با کمال خشونت فرمود اى جعفر علماى امامیه زحمتها کشیده اند و خرجها کرده اند تا اخبار ائمه اطهار را از اطراف بلاد از راویان جمع نموده اند و هر حدیثی را هم در محل خود نوشته اند با اسامی روات و احوالات راویان و تصحیح و توثیق و تضعیف آنها تا آنکه امثال شما بدون زحمت و مشقت مستند و دلیل احکام را ببینید.

شما بقدر چهار ساعت بر روى فرش نشسته و چند کتاب از کتب حاضر را ملاحضه نموده و تمام کتب موجوده حاضره خود را هنوز ندیده ای اعتراض کردى به علماء و نسبت دادى که فتوى داده اند بدون مستند و حال آنکه همین مرد حاضر که در پاى منبر نشسته است در چند موضع از کتاب خود حدیث این حکم را نوشته و در میان کتب شما نیز این کتاب حاضر است و مؤلف آن نیز همین شخص است که ملامحسن فیض نام دارد. در این هنگام از کلام محقق لرزه بر اندامم گرفت و از خواب جستم و از گناه خود و ندامت و پشیمانى به این حالت شده ام که مشاهده می کنید.

منبع:کتاب زندگانی و شخصیت شیخ انصاری قدس السره- نشر کنگره شیخ اعظم -چاپ پاییز 1373 -صفحه 187

  نظرات ()
حال خوب نویسنده: الفب - شنبه ۳ اسفند ۱۳٩٢

یک منظور از حال خوب حالی است که بخاطر عملی که خدا از آن راضی است در انسان بوجود آمده باشد.

و فقط حالی خوب است که حاصل عملی باشد که  طبق انتظار خدا انجام شده باشد.

و خوشحالی حاصل از عملی که کل یا بخشی از آن عمل به چیزهایی که خدا ممنوع کرده مربوط میشود حال خوب نیست و فقط لذتی زودگذر است.

مثلا شخصی بدون اینکه مادرش راضی باشد به مکانی زیارتی که رفتن به آنجا مستحب است ،می رود و فکر می کند که حالش خوب شده در صورتی در واقع چون مادرش راضی نبود مرتکب گناه شده است.چون رفتن به آنجا مستحب است و اطاعت امر مادر واجب است و واجب مقدم بر مستحب است .

پس به دنبال این باشید که عملتان طبق انتظار خدا باشد و گول این خوشحالی ها را نخورید.

  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ علم (۱٢) دین (۱۱) بدحجاب (۱۱) عالم (٩) ظلم (٧) خدا (٧) آمریکا (٦) امر به معروف و نهی از منکر (٦) معصومین علیهم السلام (٦) دوست و دشمن خدا (٥) ریش (٥) هدف خلقت (٥) شیطان (٥) دانشگاه (٥) عشق (٤) یک جمله معروف (٤) دنیا (۳) شاه (۳) شیعه (۳) کافر (۳) ظهور (۳) غیبت (۳) گناه (۳) حماقت (۳) توبه (٢) تهمت (٢) روحانی (٢) عبادت (٢) زیبایی (٢) سوءظن (٢) مال حرام (٢) مهاجرت (٢) رفیق (٢) کربلا (٢) آدم (٢) پیشرفت (٢) نفس (٢) انقلاب (٢) ازدواج (٢) تارنگار (وبلاگ) (٢) به ضرر گوینده اش (٢) جبر یا اختیار (۱) غرور ابلیس (۱) صحبت با حیوانات (۱) پاسخ به نظر (۱) سرگرم کردن مردم (۱) قرآن (۱) صبر (۱) دعا (۱) ایمان (۱) اسرائیل (۱) توکل (۱) شهادت (۱) تربیت (۱) فرهنگ (۱) اسلام (۱) استاد (۱) درد (۱) عزاداری (۱) روزی (۱) اعتماد به نفس (۱) بهشت (۱) شهوت (۱) زهد (۱) خیانت (۱) عذاب (۱) حالات (۱) بیانات رهبر (۱) سن تکلیف (۱) سوال مهم (۱) پرحرفی (۱) کرسی آزاد اندیشی (۱) اختلاط زن و مرد (۱) آزاده گی (۱) زشتی (۱) مجتهد (۱) انحراف (۱) برهنگی (۱) بندگی (۱) آزمایش (۱) آبرو (۱) قضاوت (۱) پیامبران (۱) دشمن (۱) آخرت (۱) تعصب (۱) اسارت (۱) ایستادگی (۱) تقوا (۱)
مطالب اخیر اگر کسی به مستحبات عمل نکرد بی دین نیست! تفسیر حدیث النظافة من الایمان ریش گذاشتن سنت حضرت ابراهیم (سلام خدا بر او) است آیا در زمان شاه مردم دیندارتر بودند؟ از دشمنان امام حسین (ع) (رضا شاه و پسرش) حمایت نکنید دانشمندان غربی همگی جیره خوار اهل بیت علیهم السلام هستند داستان قرآن کوچک نیمه سوخته(در مورد زنانی که بد حجاب میشوند) عقب افتادن ازدواج زنان ایراداتی به نظام دانشگاهی جهان به بهانه ی پیشرفت علم به بقای اسرائیل کمک نکنید