بسم الله الرحمن الرحیم


پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ الفب
آرشیو وبلاگ
      درد


یا الله یا محمد یا امام علي یا حضرت فاطمه یا امام حسن یا امام حسين يا امام سجاد یا امام محمد باقر یا امام جعفر صادق یا امام موسي کاظم یا امام رضا یا امام محمد تقي یا امام علي النقي یا امام حسن عسکري یا صاحب الزمان (عليهم السلام)
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
مال حرام نویسنده: الفب - دوشنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩٢

1-استفاده از مالی که  خمس و زکات آن داده نشده حرام است

2-خمس رافقط به دفتر مرجع تقلید خود بپردازید

   برای پرداخت خمس حتما باید سال خمسی خود را مشخص کنید چون خمس در هر سال باید پرداخت شود و سر سال باید مشخص باشد

3-اگر میخواهید سهم سادات خمس را خودتان به سید فقیر بدهید باید از دفتر مرجع تقلید اجازه بگیرید یا مطمئن شوید که آن مرجع اجازه اش را به مقلدانش داده است ولی سهم امام را باید به دفتر مرجع تقلید بدهید

اگر سید فقیری از شما درخواست خمس کرد و شما بدون اینکه اجازه داشته باشید آن را بپردازید مثل این است که خمس خود  نپرداختید

4-اگر در شهر شما مرجع تقلیدتان دفتر ندارد با دفتر او در قم تماس بگیرید تا آدرس کسی که از طرف آن مرجع اجازه دارد را به شما بدهد  و بی اجازه به هیچ کس خمس خود را ندهید چون آن کسی که پول را از شما میگیرد ممکن است فرض را براین بگذارد که شما خود تحقیق کرده اید و از شما چیزی نپرسد

  نظرات ()
غرور ابلیس نویسنده: الفب - شنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٢

در ابتدای خلقت آدم هم ابلیس رانده شد و هم آدم ولی آدم گفت :(خدایا ما به خودمان ظلم کردیم ...) و توبه کرد و برگشت ولی ابلیس به خاطر غرورش به خدا گفت خدایا تو مرا گمراه کردی و توبه نکرد الآن هم روز به روز تیره تر میشود

  نظرات ()
اعتماد به نفس نویسنده: الفب - شنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٢

یعنی به نفست اعتماد داشته باشد انسانها چند نفس دارند که یکی از آنها همین جسم ماست اعتماد به نفس یعنی انسان اعتماد داشته باشد که با این جسم و با استفاده درست از آن میتواند به هدفش برسد(به نظر خودم)

امام علی علیه السلام

«دوای تو، در توست در حالی که آن را نمی دانی و درد تو نیز از خود توست.

 در حالی که آن را نمی بینی. آیا پنداشته ای تو که جرم کوچکی هستی، در حالی که در تو جهانی بزرگ، پیچیده است و تو آن کتاب نمایانی هستی که با حروف آن، نهانی ها پیدا می شود».

  نظرات ()
منشا سو ظن در شکاکان نویسنده: الفب - جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢

در مثنوی مولانا داستانی به نام طوطی و بقال وجود دارد که خلاصه و نتیجه اش را در زیر مینویسم

خلاصه:طوطی روغن را ریخت و بقال چوبدستی بر سرش زد و طوطی کچل شد و بد از مدتی طوطی مرد کچلی را دید

و طوطی به او گفت آیا تو هم روغن ریختی که صاحبت بر سرت چوبدستی بزند و کچل بشوی

نتیجه : چون طوطی این ویژگی را داشت فکر میکرد دیگران هم مثل اویند و منشا سو ظن (که برای مسلمانان حرام است) در انسانها همین است

 

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «المومن مرآه المومن»

مومن آیینه ی مومن است.

  نظرات ()
سوال مهم نویسنده: الفب - جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢

چگونه میتوان لحظه ای از یاد خدا غافل نبود یا باید چه مراحلی را طی کنیم که به مقامی برسیم که لحظه ای از یاد خدا غافل نباشیم و در همه حال عملمان خالصانه فقط برای خدا باشد

  نظرات ()
پرحرفی نویسنده: الفب - جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢

برخی فقط بلدند از بقیه ایراد بگیرند بدون اینکه خودشان به آن عمل کنند.

  نظرات ()
علوم دنیایی به تنهایی بعد از مرگ هیچ ارزشی ندارند نویسنده: الفب - جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢

هر علمی تا وقتی ارزش دارد که معلومش موجود باشد مثلا زیست شناسی تا وقتی ارزش دارد که زیستی موجود باشد و همه می دانیم که بعد از مرگ همه چیز را از دست می دهیم (اگر شک دارید به قبرستان بروید و ببینید آنکه مرد همه چیزش را از دست داد) و دستمان از این دنیا کوتاه میشود در نتیجه تمام علوم مربوط به این دنیا که کل عمرمان را برای بدست آوردن آن صرف کردیم ، دیگر هیچ ارزشی نخواهد داشت ،زیرا دنیای جدیدی که وارد آن میشویم به کلی با این دنیا تفاوت دارد و هیچ شباهتی به این دنیا ندارد.

بعد از مرگ فقط چیزهایی را می توانیم با خود ببریم که در آن جهان به کار بیاید و فقط اعتقادات و اعمالمان را میتوانیم ببریم و بوسیله ی آنها سرنوشتمان مشخص میشود که آیا به بهشت می رویم یا به جهنم.

اگر اعتقادات و اعمالمان خوب بود رستگار میشویم و اگر بد بود عذاب میشویم. زیرا چیزهایی که در این دنیا در اختیارمان بود وسیله ی آزمایش بودند و اگر کسی به درستی از آنها استفاده نکند در این امتحان مردود شده و عذاب میشود.

از یک طرف مردنمان قطعی است و از طرفی هیچ اطلاعات و علمی از جهانی که بعد از مرگ ما را به آنجا می برند نداریم ، و از طرفی علوم دنیایی مثل ریاضی و فیزیک و شیمی و ... هیچ اطلاعاتی از آن جهانی که ناگزیر باید برویم در اختیار ما قرار نمی دهد و هیچ گونه دستگیری ندارد.

خداوند در آیه 85 سوره مبارکه اسرا فرموده :

وَمَا أُوتِیتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا( جز اندکی از دانش، به شما داده نشده است)

اصلا مگر میشود کسی که با علم ناقصش در مورد چیزی حکم درستی صادر کند.(توجه کنید که آیه از بدیهی ترین آیات قرآن است و حتی عالم ترین انسان هم میداند که هیچ نمی داند و من برای تاکید آنرا آوردم.)

حتی در مورد همین جهان هم که در آن زندگی می کنیم دانشمندان این علوم مدام در شک و تردیدند و نمی توانند حکم قطعی بدهند و مدام در حال تحقیق برای کامل کردن اطلاعاتشان هستند.

حتی گاهی اوقات هم پیش آمده که علم روز با آنچه در قرآن نوشته شده زمین تا آسمان تفاوت دارد و ممکن است بعدا هم پیش بیاید.

یک نمونه اش جنجالی که داروین به راه انداخت است که آدم را تکامل یافته میمون می دانست که با گذشت این همه سال هنوز هم اثبات نشده.

حتی به چیزهایی هم که این دانشمندان اثبات می‌کنند هم امیدی نیست.

به مثال زیر از کتاب قرآن ترجه بهاء الدین خرمشاهی چاپ گلشن (چاپ اول 1375 ) صفحه 648 توجه کنید:

به آیات 5 تا 7 سوره مبارکه طارق توجه کنید:

انسان باید بنگرد که از چه چیز آفریده شده است﴿۵﴾

از یک آب جهنده آفریده شده است، ﴿۶﴾

یَخْرُجُ مِن بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ

آبی که از میان پشت و سینه‌ها خارج می‌شود(7)

به کلمه الترائب توجه کنید . برخی مفسرین سعی کردند کلمه الترائب را با علم امروزی تطبیق دهند. ترائب در لغت یعنی استخوان سینه یا ترقوه ، برخی مفسران آنرا قفسه سینه و توسعا قسمت پیشین بدن زن گرفتند ، برخی از جمله محمد اسد (یکی از مترجمان قرآن به انگلیسی ) آن را به لگن خاصره ترجمه کردند . از مفسران قدیم قمی صلب را کنایه از کل وجود مرد و ترائب را کنایه از کل وجود زن گرفتند.

ولی اگر مترجم بخواهد به لغت وفادار باشد ترائب را به سینه ها یا استخوان های سینه ترجمه می کند که با علم اختلاف دارد . اما اگر به علم وفادار باشید آنرا باید به چیز دیگر ترجمه کند.( یعنی هرچه علم امروز میگوید آنرا به همان ترجه کنیم و اگر علم پیشرفت کرد ترجمه خود را تغییر دهیم!!!!!)

پس چه باید بکنیم. چه بخواهیم یا نخواهیم باید برویم و به زور می برنمان. چون از اول هم برای ماندن در این دنیا خلق نشده بودیم.

چه کنیم که در آن جهان از زیان کاران نباشم.

فقط یک راه وجود دارد.

و آن این است که به دنبال علمی برویم که به طور کامل ما را با حساب کتاب آن جهان جدید آشنا کند.

حال این سوال پیش می آید که چگونه این علم را بیابیم ؟ ما که توانایی رفتن به آن دنیا را نداریم که در مورد آن تحقیق کنیم و آنها هم که مردند و به آنجا رفتند توان بازگشتن ندارند که به ما خبر بدهند.

و از طرفی عمرمان هم خیلی کوتاه است و از طرفی فقط یکبار در اختیارمان است و به سرعت هم می گذرد و اگر بخواهیم خودمان بنشینیم و فکر کنیم و قوانینی وضع کنیم و طبق آن عمل کنیم ، فقط فرصت ها را از دست داده ایم ،چون هیچ ارتباطی با آن دنیا نداریم در نتیجه نمی توانیم بفهمیم که آیا کارمان درست است یا غلط و آن زمان هم که بمیریم و به آنجا برویم و بفهمیم که کارمان اشتباه بوده ،در آن زمان دیگر کاری از دستمان بر نمی آید.

پس چه باید بکنیم ؟ چه کنیم که از زیان کاران نشویم.

باید حساب و کتاب مربوط به آن دنیا را از کسی که می داند یاد بگیریم.

باید به سراغ خدا که آنجا را آفریده برویم و از او یاد بگیریم که چه باید بکنیم که زیان کار نشویم.

چون خدا ارحم الراحمین است خودش از قبل پیامبران را برای ما فرستاد.

پیامبر زمان ما حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم است.

پس چاره ای نداریم جز اینکه به سراغ دین اسلام برویم.

چاره ای جز آموختن علم دین اسلام نداریم.

چاره ای جز این نداریم که علم دین اسلام را یاد بگیریم وطبق قوانین آن زندگی کنیم که در سرای دیگر به مشکل بر نخوریم.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قرآن را آوردند و تفسیر آنرا به امام علی علیه السلام آموختند امام علی علیه السلام آنرا به امام حسن و حسین علیه السلام آموختند و به همین تربیت هر امام به امام بعد خود آموخت، منظور اینکه سخنان ائمه علیهم السلام همان سخنان پیامبر (ص) است که عمل به این سخنان موجب نجات انسان ها میشود.

متاسفانه در جامعه بعضی افراد به کلی علم دین را کنار گذاشته اند و آنرا به عنوان علم به حساب نمی آورند و فقط به علوم دنیایی توجه دارند و فکر می کنند اینگونه رستگار خواهند شد.

این افراد باید بدانند آموختن علم دین به نفعشان است زیرا علم دین به علوم دنیایی جهت می دهد و دستور میدهد که اینگونه از علوم مادی و امکانات این دنیا استفاده کن که در جهان دیگر به آن ارزش داده شود و موجب رستگاریتان شود.



چند روایت

1- نقل شده که امام علی علیه السلام پنج سال در کوفه هر شب هنگامی که مردم به خوابگاه خود می رفتد صدای نازنینش بلند میشد به حدی که صدای آن حضرت را تمام اهل مسجد و کسانی که در همسایه مسجد بودند می شنیدند که می فرمود :(تَجَهَّزوا رَحِمَکُمُ اللهُ فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَّحیل ...) یعنی آماده شوید و اسباب سفر خود را مهیا کنید ، خدا شما را رحمت کند ، همانا منادی مرگ ندای الرحیل(کوچ کردن) در میان شما در داده.

اعتماد و علاقه خویش را نسبت به ماندن در دنیا کم کنید و با توشه اى مناسب و پسندیده که در اختیار دارید، از دنیا به آخرت منتقل شوید! پس بى گمان در برابر شما گردنه اى است که بالا رفتن از آن دشوار است و در راهتان منزل هایى است ترس آور و هولناک که انسان از وارد شدن و توقف در آن ها ناگزیر است.

پس بدانید که نگریستن مرگ به گوشه چشم به طرف شما نزدیک است ، گویى شما در چنگال هاى آن هستید که به راستى آن چنگال ها به تنتان فرو رفته است و به تحقیق در مرگ ، سختى هاى طاقت فرسا و دشوارى هایى که از آن بیمناک و در حذر هستید، شما را فرا گرفته است . پس علاقه و وابستگى هاى خود را از دنیا قطع کنید و توشه تقوى را پشتیبان خود قرار دهید و از آن یارى جویید.

نهج البلاغه فیض الاسلام ص 655

2-نقل شده که امام حسن علیه السلام در موقع ارتحال خود که (جُنادَة ابن ابی امیه) را موعظه فرمود اول چیزی که به او فرمود این بود:(إِستَعِدَّ لِسفرکَ و حَصِّل زادَکَ قبلَ حلولِ أَجلک) یعنی مهیای سفر آخرت شو و توشه آن سفر را پیش از رسیدن اجل تحصیل نما بلکه چون سفر آخرت سفری است بعید و هولناک و منزل های سخت و عقبات شدید و جاهای دشوار دارد محتاج است به زاد و توشه بسیار که باید آنی از آن غفلت ننمود و شب و روز در فکر آن بود. (بحارالانوار ج 44 ص 139)

3-از حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) نقل شده :

کتاب الهی فرا روی شماست،امور مربوط به او ظاهر و احکامش فروزان و نشانه هایش خیره کننده و ـ فرامین ـ بازدارنده اش آشکار و دستورهایش واضح است

4-از حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) نقل شده:

بارالها! دینم را که ملاک و محور کارهای من ، و دنیایم را که خانه تلاش ومعاش من ، وآخرتم را که سرانجام من به سوی آن است ، اصلاح فرما ، و زندگیم را وسیله برکت و خیر ، و مرگم را وسیله رهایی و راحتی از هر شرّ و بدی قرار ده.

آیاتی از قرآن

 

آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده‌اید؟! با اینکه متاع زندگی دنیا، در برابر آخرت، جز اندکی نیست! (سوره مبارکه توبه آیه 38)

 

ولی آنها [= کافران‌] به زندگی دنیا، شاد (و خوشحال) شدند؛ در حالی که زندگی دنیا در برابر آخرت، متاع ناچیزی است! (سوره مبارکه رعد: ۲۶)

 به آنها بگو: «سرمایه زندگی دنیا، ناچیز است! و سرای آخرت، برای کسی که پرهیزگار باشد، بهتر است!و به اندازه رشته شکافِ هسته خرمایی، به شما ستم نخواهد شد! (سوره مبارکه نساء: ۷۷)

 

 

(سوره مبارکه زخرف)

اگر (تمکّن کفّار از مواهب مادی) سبب نمی‌شد که همه مردم امت واحد (گمراهی) شوند، ما برای کسانی که به (خداوند) رحمان کافر می‌شدند خانه‌هایی قرار می‌دادیم با سقفهایی از نقره و نردبانهایی که از آن بالا روند،﴿٣٣﴾

و برای خانه‌هایشان درها و تختهایی (زیبا و نقره‌ای) قرار می‌دادیم که بر آن تکیه کنند؛

﴿٣۴﴾

و انواع زیورها؛ ولی تمام اینها بهره زندگی دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است! ﴿٣۵

 

دین در نزد خدا، اسلام (و تسلیم بودن در برابر حق) است. و کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شد، اختلافی (در آن) ایجاد نکردند، مگر بعد از آگاهی و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در میان خود؛ و هر کس به آیات خدا کفر ورزد، (خدا به حساب او می‌رسد؛ زیرا) خداوند، سریع الحساب است.(سوره مبارکه آل‌عمران آیه 19)

  نظرات ()
سن تکلیف نویسنده: الفب - جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢

چند سال است به سن تکلیف رسیدید؟

آیا مرجع تقلیدی برای خودتان انتخاب کردید؟

در این چند سال چقدر از تکالیفتان را انجام ندادید؟

کی می خواهید قضای آنها را انجام بدهید؟

  نظرات ()
سخنان معصومین علیهم السلام نویسنده: الفب - جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢

علم معصومین علیهم السلام علم لدنی است(در مقابل علم اکتسابی) و هر چه می گویند از خداست و کلام خود خداست.

  نظرات ()
دانشگاه مختلط باشد یا نه نویسنده: الفب - جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢

از امام اول علی (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: خدمت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بودیم، آن حضرت پرسید: چه چیزی برای زنان نیکو و رواست؟ حضرت فاطمه (سلام الله علیه) در پاسخ فرمود: «خیرٌ للنساءِ انْ لا یریْن الرّجال و لا یراهنّ الرّجالٌ ؛بهترین (حالت) برای زنان این است مردان نامحرم را نبینند و نامحرمان نیز آنان را ننگرند».

پیامبر اکرم آنچنان از این سخن عمیق و رسا به وجه آمد که فرمود: «انّها منّی، براستی فاطمه از من (پاره تن من) است (که چنین سخن سنجیده و عمیق می گوید)»

1-دختران و پسران جدا باشند هم میتوانند درسشان را بخوانند و نیازی به تشکیل کلاس مختلط نیست

2-اگر زمانی هم بدلایلی راه دیگری نبود هم پسران و هم دختران باید در کلاس حجاب را رعایت کنند  و باید بین آنها پرده کشید.

برای تأکید دوباره می‌گویم اگر لازم شد زنان و مردان یک‌جا جمع شوند باید حجاب را رعایت کنند.

اگر حجاب رعایت نشد این جمع ، جمع گناه است و باید به آن‌ها تذکر داد که رعایت کنند و یا در نهایت آنجا را ترک کرد.

3-در خانه کس است یک حرف بس است کسی که به حضرت زهرا (سلام الله علیه) اعتقاد دارد بدون چون و چرا به سخنان او عمل میکند. مگر در نماز از خدا اهدنا الصراط المستقیم نمی خواهید صراط المستقیم حضرت زهرا سلام الله علیها است.


در حدیث معتبری از امام صادق (علیه السلام) نقل شده:رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر زنان سلام میکرد، و پاسخ سلام آنان را میداد، امیر المؤمنین (علیه السلام) نیز به زن ها سلام میکرد و به آنان جواب میداد، ولى از سلام کردن به زن هاى جوان کراهت داشت، و میفرمود: میترسم صدایش در من حالتى ایجاد کند، و ضررى بیش از اجرى که میخواستم نصیبم گردد.

طبق روایتی که در بالا نقل شده جایی که امام علی علیه السلام میترسد امثال ما اصلا نباید فکر کنیم توانایی اینرا داریم که در ما حالتی ایجاد نمیشود زیرا این فکر از خیال های باطل است.


یک شعر از سعدی

پسر چون زده بر گذشتش سنین

ز نامحرمان گو فراتر نشین

بر پنبه آتش نشاید فروخت

که تا چشم بر هم زنی خانه سوخت

خانه سوخت خانه سوخت خانه سوخت خانه سوخت خانه سوخت خانه سوخت خانه سوخت

 

  نظرات ()
بدحجاب نویسنده: الفب - جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢

از پیامبر (صلى الله علیه وسلم) روایت شده که زنان بظاهر پوشش دار اما در واقع عریان که موی سرشان بمانند کوهان کج شتر است ملعون و مورد نفرت خدا هستند.

1-وقتی زنی بخاطر اینکه موهایش را مثل کوهان شتر بسته مورد لعن خداست پس وای به حال زنان امروزی

2-گناه در خلوت داریم و گناه در اجتماع

کسی که گناه در اجتماع می کند  با این کارش بی ارزش بودن حرام الهی را در جامعه القا می کند و خواسته یا نا خواسته به جنگ با خدا میرود که این  کمک به ابلیس است

3- بد حجابی زنان این را در جامعه القا می کند که به چیزهایی که علمای دین  گفته اند (که طبق نظر ائمه علیهم السلام و قرآن گفته اند) لزومی ندارد که حتما عمل کنید  یعنی اینرا القاء می‌کند که لزومی ندارد به قرآن و سخنان ائمه عمل کنید.

4- عده ای میگویند در زمان رضا شاه بد حجابی بیشتر بود یا الآن بیشتر است

اولا امر به معروف و نهی از منکر که به کلی فراموش شده  است

دوما رضاشاه مردم را مجبور میکرد ولی الان هیچ جبری در کار نیست  

سوما <اکثر بد حجابان (فرزندان) همان افرادی هستند که در زمان رضا شاه حاضر شدند بی حجاب شوند> و الآن با فراهم شدن زمینه حجاب از سر برداشتند

چهارما وضع مردم بهتر شده چون ثروت ریشه همه ی شهوت هاست و بد حجابی زنان هم به خاطر شهوتشان است چون می خواهند بدنشان را به دیگران بنمایانند چون به خیال خود جذابتر میشوند(البته به چشم هوس بازان جذابند)

پنجما در زمان رضا شاه شبکه های مبتذل ماهواره ای نبود.

5-از بد حجاب بوی تعفن گناه بلند میشود و مورد لعن خداست.(البته توجه کنید که نفرت خدا هم مراتبی دارد و اگر غیر از این بو د یعنی  اگر لعن خدا برای همه یکسان بود در نتیجه عذاب خدا هم برای همه یکسان می شد.)

6-اولین ضرر بدحجاب برای خود اوست بدحجابی لحظه به لحظه او را تیره تر می کند او را از خدا دورتر می کند و موجب میشود گناه خود را هم تو جیه کند یعنی بگوید بدحجابی اشکالی ندارد.که در جواب او باید گفت : آیا منظورت این است که خدا اشتباه کرده که حکم حجاب داده؟

7-با بد حجابی خود را برای زنا یا لواط آماده نکنید

 (مطالب زیر را به این دلیل می‌نویسم تا بد حجابان بفهمند چگونه با بد حجابی شان فساد را در جامعه زیاد می کنند.)

 زنان و مردان بد حجاب و بی حجاب با به نمایش گذاشتن اندامشان خود را آماده ی زنا و لواط می کنند.

دو گونه زنا و لواط داریم.

یکی بصورت عملی و انجام این عمل قبیح با یکدیگر است که ممکن است برای برخی بدحجابان اتفاق نیفتد.

صورت دوم ، این است که انسان در ذهن خود به کسی علاقه‌مند می‌شود و در ذهن با او زنا یا لواط می کند.که بسیار قلب را تیره می‌کند و قلب را جنب می‌کند که ممکن است قلب این افراد دائم الجنب شود یعنی همیشه به فکر زنا و لواط باشند و مدام به دنبال چشم چرانی و ماهواره دیدن و … باشند، و می‌تواند مقدمه ی خود ارضائی و زنا و لواط به صورت عملی شود.

مورد دوم برای همه ی کسانی که بیماری شهوت دارند بلا استثناء اتفاق افتاده و می‌افتد و حتی برخیشان در خواب هم راحت نیستند و مدام در خواب در حال این عملند.

اگر شک دارید که سخنم درست یا نه بروید از افرادی به دنبال دختر بازی و پسر بازی هستند بپرسید آیا همچین حالتی دارند یا نه؟ از آن‌ها بپرسید آیا یک لحظه میتوانند فکر جنابت را از قلبشان دور کنند یا نه؟

بروید از کسانی که به دنبال فیلم‌های مبتذل و دیدن ماهواره و خود ارضایی هستند بپرسید که از کجا در این هلاکت افتادید و این بدبختی تان از کجا شروع شد؟ آیا این نبود که به عکس یک بد حجاب نگاه کردید؟ آیا این نبود که اندام یک بدحجاب در خیابان موجب شد آتش شهوتتان زبانه بکشد ؟

این‌گونه بیماران برای زنا کردن در خیالات خود به کسی نیاز دارند که شهوتش را تحریک کند.

بدحجاب با به نمایش گذاشتن اندام خود خواسته یا ناخواسته شهوت آن فرد بیمار را تحریک می‌کند

و آن فرد بیمار با دیدن این بی حجاب تحریک می‌شود و به او علاقه‌مند می‌شود و در ذهن خود با او این عمل قبیح را انجام می دهد.که این کار میتواند تمرینی برای زنا بصورت عملی باشد.

پس در حقیقت بد حجاب با به نمایش گذاشتن خود ، خواسته یا ناخوسته بدنش را برای این افراد آماده کرده است. و چون با بد حجابی اش موجب تیرگی قلب انسانی شده است ، به او ظلم کرده که در نتیجه موجب تیره شدن قلب خودش هم میشود.

این بدحجابی ممکن است به ضرر خودش هم تمام شود و باعث شود به زور از طرف کسی مورد تجاوز واقع شود،و بداند که آن شخصی که به او تجاوز کرده ، میوه ی بی توجهی همین بدحجابان و بی حجابان داخل و خارج است(منظور از بی حجابان خارج برنامه‌های مبتذل ماهواره ای است).

چون زنا کار از اول که زنا کار خلق نشده بود. نگاه کردن به اندام بدحجابان و بی حجابان بود که آتش شهوتش را صدچندان کرد!

درمان کسانی که این بیماری را دارند نگاه نکردن به اندام بدحجاب است.

اگر این بیماران نگاهشان را کنترل نکنند حتی اگر هزار زن حلال هم داشته باشند باز هم با دیدن اندام بدحجابی دیگر در ذهن خود به سمت او متمایل می‌شوند که ممکن است کاربه عمل هم بکشد.

اگر بدحجابان حجاب را رعایت کنند هم خود را از گناه و تیره شدن نجات داده‌اند و هم فضای جامعه را پاک نگه می‌دارند ، که نتیجه ی پاک شدن فضای جامعه درمان شهوت این بیماران است.که اگر بد حجابان حاضر به رعایت حجاب نشوند ، این بیماران باید برای درمان خود محل زندگی خود را عوض کنند.

ای بدحجابان

آیا دوست ندارید با حجاب این مشکلات را از جامعه برطرف کنید؟

چرا تیشه به ریشه حیات ابدی خود و دیگران می زنید؟

  نظرات ()
جبر یا اختیار نویسنده: الفب - جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢

اکثر سنی ها معتقد به جبرند یعنی انسان اختیاری ندارد و هر اتفاقی که می افتد به خواست خداست.

و خدا خواسته که علی علیه السلام خانه نشین شود و عمر (علیه ما علیه) بر سر کار بیاید.

تمام پافشاری سنی ها بر جبر به خاطر توجیه کار عمر(هر چه شایسته اش است بر او باد) است.

دلیلی محکم برای اختیار

خدا حکیم است و حکیم کار بیهوده نمی کند اگر انسان هیچ اختیاری نداشت پس خدا بندگان را مجبور کرده که گناه کنند بعد آنها را به جهنم می برد و کاری بیهوده تر از این وجود ندارد یعنی خدا کار بیهوده انجام داده پس حکیم نیست که این تناقض است .

  نظرات ()
علمای دین سودمندترند یا علمای علوم مادی نویسنده: الفب - جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢

1-همه ی پیامبران خدا بر دین بیشتر تاکید داشته اند

2-علمای مادی فقط برای دنیای مردمند

3-دین دستوراتش هم برای راحتتر زیستن در این دنیاست و هم در آخرت

 و دین به علوم مادی جهت میدهد مثلا میگوید که از فیزیک برای کشتن انسانها استفاده نکن ممکن است بدیهی به نظر برسد ولی میبینیم که کفار این کار را می کنند و در بعضی موارد دیده شده از انسان به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده شده مثل آزمایشات هسته ای فرانسه بر سر مردم الجزایر

  نظرات ()
عالم بی عمل نویسنده: الفب - جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢

یا أباذر یطلع قوم من أهل الجنة علی قوم من أهل النار فیقولون: ما أدخلکم النار و قد دخلنا الجنة لفضل تأدیبکم و تعلیمکم؟ فیقولون: إنا کنا نأمر بالخیر و لانفعله.

 

ای اباذر گروهی از اهل بهشت ، اساتید و آشنایان خود را در جهنم می بینند و با تعجب سوال می کنند که ما بواسطه تعلیم و تربیت شما به بهشت آمدیم پس چگونه است که خودتان به جهنم رفتید؟

 

و آن عالمان بی عمل و مربی یان بی تربیت پاسخ می دهند که ما دیگران را به کارهای خیر امر می کردیم اما خودمان به گفته ها و دانسته هایمان عمل نمی کردیم !

 

و چه بسیارند فرهنگسازان بی فرهنگ ! و واعظان بی عمل! که همچون طبل غازی ، میان تهی و بلند آوازند! دانشمندانی اند که چراغ دانش را بیرون خانه خود نصب کرده اند! راه دیگران را روشن می کنند اما خود ، در تاریکی و ظلمت بسر می برند! کوران مشعله دارند که از پرتو راهنماییهای آنان دیگران به مقصد می رسند ولی خودشان حرکتی نمی کنند و نصیبی نمی برند!

  نظرات ()
هدف از خلقت عبادت است نویسنده: الفب - جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢

هدف از خلقت عبادت است

(وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ الذاریات-56)

و  عبادت مثل پیمودن راهی است که موجب تکامل ماست و نتیجه اش رسیدن به خدا است.چون خدا بی نیاز است (الله الصمد) و نیازی به عبادت ما ندارد .

و فقط کسی که تمام ابعاد انسان را میشناسد میتواند این راه مشخص کند و آن خالق اوست که این راه را به اسم دین اسلام (تسلیم بودن) میشناسیم.

اصلا ما قرار است به قرب برسیم یعنی به خدا نزدیک شویم کسی که به اوامر خدا بی توجه است و به سخنان خدا گوش نمی دهد و خودش بدون توجه به خدا راهی برای زندگی انتخاب می کند با این بی توجهی به خدا چگونه می تواند برای رسیدن خدا زندگی کند و به خدا برسد.

خدا می گوید اینگونه باش آنکه می گوید من دوست دارم آنگونه باشم به خدا بی توجه است و به سخنانش گوش نمی دهد پس اعمال را با این نیت که خدا اینگونه دستور داده انجام دهید. پس از جمستان و علوم مادی و دیگران امکانات آنگونه که خدا دستور داده استفاده کنید چون همه ی اینها عاریتی است و آنها را بعد از مرگ از دست می دهید بهترین استفاده از آنها استفاده در جهت خداست .

خدا در دین نگفته احساس ، منطق و شعورت را بکار نبر بلکه گفته از نعمتهایی که به تو داده ام اینگونه استفاده کن که به من برسی.(اصلا احساس ، منطق و شعورت را خدا آفریده و او آنها را بهتر می شناسد.) که همه ی دستوراتش از علم بی نهایتش سرچشمه می گیرد که همه ی شرایط در همه ی عوالم را در نظر گرفته مثلا در همین دنیا دستورات به گونه ای است که عمل به آن طاقت فرسا نباشد و یا عمل به آن موجب ضرر به دیگر عبادت کنندگان نباشد. و اگر دلیل عقلی محض می خواهید همه ی عقلا قبول دارند که علم و عمل به اعمال صحیح نتیجه ای که دارد که هرچه باشد از عمل نکردن به آن و یا عمل به کارهای نادرست بهتر است و از طرفی صحیح ترین کار ها را عالم ترین موجود که همه چیز را می داند می تواند مشخص کند که عمل به آن نتیجه ای که دارد که هرچه باشد از عمل نکردن به آن یقینا بهتر است.

برخی خلط مبحث می کنند و میگویند کسی که به خدا رسیده دیگر نیازی به عبادت ندارند جواب آنها این است که ترک عبادت حرام است و قبلا در تقسیم بندی اعمال دین گفتم  که انجام حرام بسیار انسان را تیره می کند که بسیار او را از خدا دور می کند.

همانطور که نتیجه عبادت قرب است ، عمل  نکردن به دین هم  نتایج بدی هم در این دنیا و هم در آخرت دارد.مثلا عمل انسان او را به شکلی تبدیل میکند مثلا شهوت انسان را به خوک تبدیل میکند بی وفایی انسان را به گربه تبدیل میکند غیبت انسان را به لاشخور تبدیل میکند که به نظر نمی رسد برای کسی مطلوب باشد.

و روزه مثل سپری است که انسان را از شهوت نگه میدارد و تمام انجام اعمال دین  او را از مرحله حیوانی به آدم شدن میرساند.

اصولا یکی از دلایلی که دین (که قانون الهی است) باید وجود داشته باشد این است که انسان کامل شوند و به آدم شدن برسد.

ویکی دیگر از دلایلی که دین (که قانون الهی است) باید وجود داشته باشد این است که در این جنگل(دنیا) خوکها حکومت نکنند.

در مورد نیت اینرا هم بخوانید.

  نظرات ()
تقسیم بندی اعمال دین نویسنده: الفب - جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢

1-واجب:در فقه چون این اعمال بسیار خیر دارد و در عرفان چون این اعمال بسیار انسان را نورانی میکند شارع مقدس آنها را واجب کرده است. 

2-مستحب:این اعمال در درجه ای کمتر از واجب قرار دارند.یعنی نورش کمتر از واجب است

3-حرام: در فقه چون این اعمال مفسده زیادی دارد و در عرفان چون این اعمال بسیار انسان را سیاه و کدر میکند شارع مقدس آنها را حرام کرده است

4-مکروه: این اعمال در درجه ای کمتر از حرام قرار دارند یعنی کمتر از حرام مفسده ایجاد می کند

5-مباح:انجامش نه نور دارد نه ظلمت

البته میتوان مباح را به مستحب تبدیل کرد مثلا بگوید: من با این نیت غذا می خورم که  بتوانم خدا را عبادت کنم

  نظرات ()
امر به معروف و نهی از منکر از واجبات است. نویسنده: الفب - جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢

امر به معروف و نهی از منکر از واجبات است.

در خانه کس است یک حرف بس است و به واجب عمل میکند

  نظرات ()
اشتباه گرفتن تقوا با زهد نویسنده: الفب - جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢

تقوا به معنای پرهیزکاری است و ظاهرا در جامعه آنرا با زهد اشتباه میگیرند.

1-تقوا: خلاصه بگویم تقوای واجب همان انجام واجب و ترک حرام است و ربطی به کاخ نشینی ندارد و همه ی سفارشات در مورد بی توجهی به اموال حلالی که بدست می آوری از مستحبات دین است پس کسانی که می گویند فلان کس دم از تقوا میزند و در خانه ی آنچنانی زندگی می کند (نادانانی هستند که معنای تقوا را نمی دانند)

2-زهد را دو گونه معنا می کنند:

اول-هیچ چیز در دنیا نداشته باشی (که برای سبک مغزان قابل قبول است)

دوم-دل نبستن به مال و  اموال دنیا

(داستان مرحوم نراقی و کشکول درویش را بخوانید)

  نظرات ()
مرحوم نراقی و کشکول درویش نویسنده: الفب - جمعه ٢٤ خرداد ۱۳٩٢

حکایتی از مرحوم فاضل نراقی در کتب تاریخی آمده است که:

درویشی، نام ملا احمد نراقی و تعریف کتاب معراج السعاده او را شنیده و به شدت مرید و شیفته وی شده بود. به همین سبب روزی درویش به قصد زیارت ملا احمد نراقی وارد شهر کاشان می‏شود و چون دستگاه ریاست، رفت و آمد و مراجعه مردم را به وی می‏بیند، اندکی از ارادتش نسبت به او کاسته می‏شود. از سوی دیگر ملا احمد نراقی هم در دیدارهایی که با درویش انجام می دهد متوجه این موضوع می گردد.

بعد از چند روزی درویش می‏گوید که تصمیم دارد به کربلا برود.

ملا احمد در جواب می‏گوید: چه بهتر که من هم چنین قصدی داشتم. پس صبر کن تا با هم حرکت کنیم.

 در این جا درویش می‏پرسد، چند روز باید صبر کنم تا شما آماده شوید؟ جواب می‏شنود: همین الان مهیا هستم. سپس با هم این سفر را آغاز می کنند.

وقتی به چند فرسخی قم می رسند به خاطر رفع خستگی در کنار چشمه‏ای اتراق می کنند در اینجا درویش می‏گوید: کشکول خود را در خانه شما جا گذاشته‏ام. نراقی می‏فرماید: این که چیزی نیست وقتی از سفر بازگشتیم، آن را تحویل می‏گیری. او قبول نمی‏کند و می‏گوید: من به این کشکول خیلی علاقه‏مندم. ملا احمد سوال می‏کنم: آیا نمی توانی مدتی بدون کشکول باشی؟ او جواب می دهد: من تبرزین خودم را می خواهم و آماده بازگشت به کاشان می‏شود.

در این هنگام آن فقیه زاهد و پارسا می فرماید: "ای درویش! من به آن ریاست و مقام و منزلتی که در کاشان دارم، اینقدر وابسته نیستم که تو به این کشکول خود وابسته‏ای؟!"

  نظرات ()
تعصب بی جا نویسنده: الفب - چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢

کسی تعصب بی جا دارد که بی دلیل روی حرفش پافشاری کند

 یعنی هیچ دلیل قانع کننده ای برای حرفهایش ندارد

  نظرات ()
عشق نویسنده: الفب - چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢

سوره ی مبارکه کهف آیه ی 60

وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَیْنِ أَوْ أَمْضِیَ حُقُبًا

و [یاد کن] هنگامى را که موسى به جوان  خود گفت دست بردار نیستم تا به محل برخورد دو دریا برسم هر چند سالها[ى سال] سیر کنم.

جناب موسی علیه السلام با جوانش با کسی که به او عشق میورزید(احتمالا پسر خواهرش) برای دیدن بنده ای از بندگان خدا همراه شد و چون عاشقش بود او را برد تا به خدا نزدیکترش کند .

کاش دوست داشتن و عشق های ما هم اینگونه بود که دوستمان را به خدا نزدیک می کردیم.عشق اگر برای خدا نباشد عبث است.

و کسی که میگوید من عاشق کسی هستم ولی اورا از خدا دور می کند عاشقش نیست بلکه دشمنش است.

عشق حقیقی همان عشق به خداست و عشق های مجازی اگر برای خدا و در مسیر خدا نباشد بیهوده است.

  نظرات ()
مهاجرت نویسنده: الفب - چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢

کسانی که قصد مهاجرت دارند علاوه بر شغل و ... به نکات زیر هم توجه کنند:
1_آیا کشور مقصد برای قوانین الهی و زندگی اخروی ارزشی قائل است؟
2_اگر برای خدمت به خلق میروید کدام بهتر است؟خدمت به مومن یا خدمت به کافر یا اگر برای کمک به پیشرفت میروید چرا حاظر نیستید که بمانید و برای پیشرفت کشور خود تلاش کنید؟
3_اگر شغلی که انتخاب میکنید موجب خدمت به دولت است ابتدا مطمئن شوید که آن دولت دولت ظالم نباشد.
4_اگر فقط به خاطر اینکه آنها پیشرفته هستند(فقط همین نه چیز دیگر) میروی که بتوانی راحتتر زندگی کنی به نظر من این کاری بیهوده است مثلا مورچه ها در زندگی از انسانها هم منظمترند آیا این عاقلانه است کسی تمام ارزشهای الهی و انسانی شهر خود را رها کند و فقط به خاطر نظم با مورچه ها زندگی کند؟(بعضی انسانها از حیوان هم پست ترند‎‏ مثلا کسانی که دین را قبول ندارند و فقط با دل خوش کردن خودشان به رقص و مسائل جنسی و ... زندگی می کنند)

(حرف دل خودم:در کجای جهان انسانهایی وفادار به خدا و کلمه خدا مانند ایرانیان وجود دارد بعضی از آنها به قدری عجیبند که یک یا علی می گویند و اسرار جهان را آشکار می کنند و اگر دیگران نمیتوانند باور کنند فقط به خاطر این است که از این چیزها دور افتاده اند و خود را در تاریکی حبس کرده اند)

  نظرات ()
علت ایجاد کرسی آزاد اندیشی نویسنده: الفب - چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢

علت دستور رهبر برای ایجاد کرسی آزاد اندیشی در دانشگاهها این است که جوانان نظراتشان را بگویند و پاسخ بشنوند اینجوری به جای اینکه همیشه حرفی بزند و دوستش تاییدش کند حداقل یکبار در عمرش با کسانی که نظری متفاوت با نظر او دارند هم صحبت می شود و اینجوری شاید یاد بگیرد که:درباره چیزی که علم نداری(بلد نیستی,نمیتوانی آن را ثابت کنی,در تخصص تو نیست,مربوط به علوم دیگر میشود,حرفهایت فقط تکرار حرفهای بی ارزش دیگران است,مبتنی بر شاید و اما و اگر است,فقط به خاطر منافع خودت است,فقط به خاطر این است که در خانواده اینجوری تربیت شدی و می خواهی راه پدرت را ادامه بدهی و به هیچ وجه دوست نداری نظرت را عوض کنی که دیگران نگویند فلانی کم آورده,فقط به خاطر برخی شایعه های موجود در جامعه است مثلا در ایران آزادی بیان وجود ندارد(اگر وجود ندارد چرا هر کس هر چه دلش می خواهد و دلیل قانع کننده ای برای آن ندارد میگوید),بر اساس ربط دادن چیزهای بی ربط به هم است مثلا در جایی که بحث سر ارزش هاست یک نفر بگوید مگر وضع اقتصاد خودمان خیلی خوب است! ) خلاصه کنم میخواستم اینرا بگویم : و اینجوری شاید یاد بگیرد که : درباره چیزی که علم نداری سخن نگو و شایعه پراکنی نکن)

سوره اسرا آیه 36

و چیزى را که بدان علم و آگاهی ندارى پیروی مکن زیرا گوش و چشم و قلب همه مسئولند ( مورد پرسش واقع خواهند شد)

  نظرات ()
داستانی در مورد توکل نویسنده: الفب - چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢

روزی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدند :شتر را عقال(پایش را میبندند که نایستد) کنیم یا به خدا توکل کنیم پیامبر فرمود با توکل عقال کنید.

  نظرات ()
لخت شدن را باید در دانشگاه آموخت نویسنده: الفب - چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢

 ۵ هزار دانشجوی دختر در مراسم «لخت شدن دسته جمعی» در دانشگاه آریزونا شرکت کرده بودند. این جشن هر ساله پس از پایان سال تحصیلی برگزار می‌شود. شرکت کنندگان در جشن پس از کشف لباس در مسابقه دوی مارتون شرکت می‌کنند.

دانشگاه آریزونا پس از برگزاری جشن اخیر دانشجویان اعلام کرده بود بیش از نیم تن لباس جمع آوری کرده و در بین نیازمندان این ایالت و ایالت‌های مجاور توزیع نموده است.

 در واقع چنین وجهی از آزادی را می‌توان به صورت تئوریزه در رساله رورتی که ۱۰ شاخص بنیادین نظام لیبرال سرمایه داری را بر شمرده است هم دید. 

«آزادی سیاسی» فقط و فقط برای شهروندانی که فارغ از عقل و تفکر - حتی از نوع عقلانیت حداقلی مدرنیته- به تمام اجزای سیاست‌های حکومت لیبرال سرمایه داری ایمان آورده‌اند، تضمین می‌شود. کسانی که در خارج از این دایره ایستاده‌اند، دیوانه‌اند و باید از حقوق شهروندی محروم گردند. حتی اگر اثبات شود که طرح‌هایی که افراد خارج این دایره برای جامعه می‌دهند، با اصالت و نیت خیر است، باز هم نمی‌توان آنان را به دیده «شهروند» نگریست! و برای زیستن در جامعه‌ای که ایدئولوژی لیبرال سرمایه داری در آن حاکم است (مانند آمریکا)، شرط احراز «شهروندی» برابر با حذف هویت شهروندان از عرصه عمومی است. 

گفتنی است قربانی شدن انسان‌ها به پای نظام لیبرال سرمایه داری، هزینه‌ای برای حفظ این نظام است. بنابراین، تاسیس «جمهوری احمق‌ها» از چشم استراتژیست‌های این نظام، نه تنها «امتناع نظری» و «امتناع عملی» ندارد، بلکه نابودی «فضیلت‌های انسانی» بهایی است که برای حفظ «آزادی سیاسی» (به عنوان توجیه موجودیت این نظام) پرداخته می‌شود. 

همچنین «سیاست آموزشی» و تربیتی این نظام برای «پیشرفت اخلاقی» انسان‌ها، تشویق به «سبک سری» و ترغیب به «سطحی بودن» است! رورتی این سیاست را هم ادامه منطقی سیاست‌های به جا مانده از «عصر روشنگری» برای رسیدن به «جامعه‌ای ایده آل» می‌داند!

پ.ن :مطالب بالا را از جایی دیگر رونوشت برداشتم و الآن منبعش را به یاد ندارم.

 

  نظرات ()
به ضرر گوینده اش نویسنده: الفب - چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢

سخنانی که به ضرر گوینده اش تمام میشود یا به کلی غلط است و یا اینکه درست است ولی چون درست بیان نشده ,شبهه ایجاد میکند و باید درست و بدون ربط دادن به چیزهای کم ارزش بیان شوند چیزهای کم ارزش مثل ربط دادن پیشرفت به آمریکا که مخالف وجود شیعه است و کمکی به پیشرفت شیعه نمی کند(خودتان بررسی کنید و ببینید که آمریکا در جهان اسلام تمرکزش را روی شیعیان گذاشته است)

اول سخنانتان را با کسی که نظر متفاوتی با شما دارد در میان بگذارید شاید شما را متوجه نکته ای کند که اصلا به آن توجه نکرده بودید یا شاید اطلاعات شما غلط باشد و خبر نداشته باشید و بعد سخنی از همه نظر درست را بیان کنید که این سخن انسان را جاودانه میکند .

اخلاق چند بخش دارد مثلا:1-اخلاق در رابطه با خدا2-در رابطه با خود3-در رابطه با دیگر انسانها4-در رابطه با طبیعت و حیوانات

درست سخن گفتن یکی از مهمترین مباحث اخلاقی است و باید به مسائلی مثل دروغ تهمت غیبت شایعه و... بسیار توجه شود و باید به این نکته توجه کرد که آدم خوش اخلاق کسی است که به همه ی بخش های اخلاق عمل میکند که یکی از مهمترین آنها درست سخن گفتن است.

  نظرات ()
جهان از نظر آمریکا نویسنده: الفب - چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢

یک جهان عبارت است از: جهان روشنایی و جهان آزادی و دموکراسی و جهان دیگر همانا جهان تاریکی، زور و تجاوز و بی‌عدالتی است. و آمریکا مصداق همه‌ی روشنایی‌ها، نیکی‌ها و خوبی‌ها فرض شده و جهان غیر آمریکا، جهان تاریکی تلقی شده است.

پ.ن :مطالب بالا را از جایی دیگر رونوشت برداشتم و الآن منبعش را به یاد ندارم.

  نظرات ()
شیعه هراسی نویسنده: الفب - چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢

1-اسلام‌هراسی، شیعه‌هراسی و ایران‌هراسی با پیروزی انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک جنگ فرهنگی آغاز شد. جنگ عراق علیه مردم مسلمان ایران در ادامه‌ی این جنگ فرهنگی صورت گرفت کینه‌توزی‌های بعد از جنگ نیز ادامه‌ی همین جنگ فرهنگی علیه انقلاب اسلامی ایران است. در واقع ایران‌هراسی بنیان سیاست خارجی آمریکا، سیاست رسانه‌ای آمریکا و سیاست‌های تهاجمی آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران را تشکیل می‌دهد و برخاسته از یک تکنیک قدیمی است که طی دهه‌های گذشته نسبت به دیگرانی که هدف معکوس برای اهداف سلطه‌آمیز آمریکا محسوب می‌شده، به‌کار گرفته شده است.تفاوتی که پس از گذشت نزدیک به دو قرن تلاش فراگیر در جهت «آرزوی مرگ برای دیگران» و تلاش برای کشتار جمعی نظامی و فرهنگی دیگران به وجود آمده، توسعه‌ی عنصر «آگاهی فراگیر جهانی» از یک سو و از سوی دیگر «خستگی و نفرت فراگیر نسبت به ظلم» و وجود آرزوی عدالت در میان ملل جهان است.

2- تفکر جنگ، تفکر «یا با مایید یا بر ما» و «یا با مایید یا باید بمیرید»، ریشه‌‌ای قدیمی‌ در فرهنگ سیاسی آمریکا دارد. امروز نیز همچنان این نگاه خودخواهانه در تفکر سیاسی آمریکا موج می‌زند. دیگری‌هراسی، چه در شکل فرهنگی و چه در شکل نظامی، ادامه‌ی همین تفکر سلطه‌آمیز است.

3- «براى این‌که جمهورى اسلامى را منزوى کنند، ایران‌هراسى را عمومى می‌کنند. مرتباً حرف پشت سر حرف مى‌آورند. نه؛ ایران طرفدار ملت‌هاست، طرفدار مظلومین است. جمهورى اسلامى با ظلم مخالف است، با ظالم مبارزه می‌کند، در مقابل زورگویى و زیاده‌خواهى ظالمان و مستکبران هم با همه‌ى وجود مى‌ایستد و عقب‌نشینى نمی‌کند.» (بخشی از بیانات رهبر حکیم انقلاب اسلامی در جمع مردم گیلان‌غرب، ۲۳ مهر ماه، ۱۳۹۰)

4 -آمریکا تمام تلاشش برای القای این مطالب است:" برتری فرهنگی، رفاه اجتماعی و عقلانیت فردی، سیاسی و فرهنگی آمریکایی‌ها در برابر عقب‌افتادگی، گرفتاری، ناکارآمدی و عدم برخورداری از عقلانیت و مدنیت ملل دیگر"

5- چهار هدف آمریکا برای دیگری‌هراسی

نخست «فرو ریختن دیگری از درون»دوم «مشروعیت بخشیدن به جنگ در صورت ضرورت»«ایجاد شرایط اضطراری برای شکستن قاعده‌های بین‌المللی» و توسعه‌ی ظلم و چهارم «تشویق تجارت جنگ» در جهان است

6- دیدگاهی که جنگ را عامل ساخته شدن دولت می‌داند،نوعی از ایدئولوژی را با خود همراه می‌کند که برای دست‌یابی به قدرت، هیچ مانعی را به رسمیت نمی‌شناسد(مخصوصا مانع بزرگی مثل شیعیان)

7- آگاهی و حس نوستالژیک نسبت به برقراری عدالت جهانی، «دروغ‌های بزرگ آمریکا» را برملا ساخته است.اینرا در بیداری اسلامی در مصر، تونس، یمن، بحرین، لیبی، اردن و عربستان می‌توان دید.

پ.ن :مطالب بالا را از جایی دیگر رونوشت برداشتم و الآن منبعش را به یاد ندارم.

  نظرات ()
ایستادگی نویسنده: الفب - چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢

اگر شیعه توانسته در برابر ظالمان ایستادگی کند فقط به خاطر این است که به اسلام ناب محمدی عمل می کند و پیرو ولایت و ولایت فقیه هست(بر عکس بقیه که اعتقاد دارند هرکس به حکومت رسید چه ظالم باشد چه عادل باید به دستوراتش عمل کرد)

  نظرات ()
خدمت به آمریکا و دولت های زیر نظر او نویسنده: الفب - چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢

کسانی که از ایران به آمریکا یا دیگر کشورهای حامی او می روند و هدفشان فقط خدمت به آنها است فقط عمرشان را در خدمت به کشور ظالم به هدر می دهند و آخرت خود را تباه می کنند.

  نظرات ()
نگاهی دیگر به پیشرفت نویسنده: الفب - چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢

1- گروهی مانند طالبان ایجاد کنیم بعدش هم از مدعیان حامی حقوق بشر بخواهیم که لطفا تشریف بیاورید و ما را از دست تروریسم نجات دهید.

2-اینکه ما هم منابع کشورمان را مفت در اختیار سرمایه داری قرار دهیم به امید آنها هم منت بگذارند و اتومبیلهای لوکس و هواپیما و سخت افزارهای پیشرفته در اختیار ما قرار دهند و ما را به یک مفت خور پیشرفته تبدیل کنند و ما هم دلمان خوش باشد دیگر پراید سوار نمیشویم.

3- واز سرمایه داری سلاح های پیشرفته برای ایجاد یک پلیس حرفه ای ، ارتش حرفه ای بخریم. سلاحهایی که از بس پیشرفته هستند که سازنده اش هر وقت بخواهد میتواند آنرا از همان جا از کار بیاندازد. و برای اینکه ارتشمان از سربازان وظیفه ای که انگیزه ای جز اتمام خدمت ندارند نباشند از مستشاران خارجی استفاده کنیم.

4-برای اینکه اساتید هم دلشان خوش باشد که منابع علمی به روز به دستشان می رسد و از علم روز عقب نمی مانند و دانشگاه های حرفه ای برایشان میسازند واجازه میدهند که از این دانشگاهها عالمی برای پیشرفت کشورمان بیرون بیاید اجازه دهیم در کشورمان دانشگاهی زیر نظر سرمایه داری احداث شود ( چون اگر این کار را کنند کنترل کشورها از دستشان در می‌رود و دیگر نمی توانند به کشورها زور بگویند).

5-ظاهرا ترکیه پیشرفته تر است پس ما هم مثل ترکیه پیشرفت کنیم و رسم الخط کشورمان را از رسم الخط عربی به لاتین تغییر دهیم تا به کلی دسترسی مردم به کتابهای قبل از خود و قرآن را از بین ببریم و برای پیوستن به اتحادیه اروپا کلوپهای هم جنس بازی ایجاد کنیم ،راستی غربی ها چقدر پیشرفته هستند! برای اینکه روز برهنگی دارند و کلوپ های هم جنس بازی دارند و شبکه های خصوصی  دارند که شیوه ی صحیح چسبیدن به زنان را با نام علم sexology به مردم آموزش می دهند.

و به جوانان بیاموزیم که هرچه شلوارت تنگ تر باشد عشق بیشتر می شود.

(نمی دانم این همه پیشرفت را از کجا آورده اند)

6-یا اینکه ما هم مثل بعضی کشورها زبان رسمی کشورمان را به انگلیسی تغییر دهیم که دیگر وضع زبانمان افتضاح نباشد

یکی از علل پیشرفت آنها (البته فقط در صنعت)به خاطر این است که برای خودشان  ارزش قائل می شوند و مانند اکثر ما ایرانی ها این قدر خود را پست جلوه نمیدهند و از کشورهای بسیار پیشرفته ای مثل ترکیه و امارات و قطر تقلید نمی کنند.

در ایران برخی فقط بلدند از مملکت عیب جویی کنند و کلمه ای از پیشرفتهای ایران به زبان نمی آورند یا اگر بیاورند باز هم قصد عیب جویی دارند.همیشه بر زبان کلمه ی حقیقت جویی می آورند و بخشی از حقیقت را گفته و باقی را نمی گویند. 

و نقش معلم و استاد را نباید نادیده گرفت به خاطر رفتار  معلم و استاد است که اکثرا در ایران پیشرفت را فقط پیشرفت مادی میدانند و به دنبال پیشرفت معنوی نیستند مثلا با توجه به اینکه زبان قرآن و ائمه عربی است و جامعه ما باید به خاطر درک بهتر این مفاهیم برای زبان عربی هم ارزش قائل شود و آنرا یاد بگیرد ، ولی به خاطر اینکه استاد و معلمی نبوده که این چیزها را به شاگرد بیاموزد کمتر کسی به زبان عربی توجه می کند.

ایرانی ها حتی خواصشان مثل اساتید  دانشگاه ها هم نمی دانند در ایران هم دانشمندانی مثل آیت الله سید محمد حسین طباطبایی وجود داشته اند و این هم به خاطر این است کمتر از دانشمندان ایرانی یاد می شود .



(بنابر این،) هرگز چشم خود را به نعمتهای (مادّی)، که به گروه‌هایی از آنها [= کفّار] دادیم، میفکن!و بخاطر آنچه آنها دارند، غمگین مباش! و بال (عطوفت) خود را برای مؤمنین فرود آر!(سوره مبارکه الحجر –آیه 88 )


(سوره مبارکه زخرف)

اگر (تمکّن کفّار از مواهب مادی) سبب نمی‌شد که همه مردم امت واحد (گمراهی) شوند، ما برای کسانی که به (خداوند) رحمان کافر می‌شدند خانه‌هایی قرار می‌دادیم با سقفهایی از نقره و نردبانهایی که از آن بالا روند،﴿٣٣﴾

و برای خانه‌هایشان درها و تختهایی (زیبا و نقره‌ای) قرار می‌دادیم که بر آن تکیه کنند؛

﴿٣۴﴾

 و انواع زیورها؛ ولی تمام اینها بهره زندگی دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است! ﴿٣۵

 و هر کس از یاد خدا روی‌گردان شود شیطان را به سراغ او میفرستیم پس همواره قرین اوست!﴿٣۶

 و آنها [= شیاطین‌] این گروه را از راه خدا بازمی‌دارند، در حالی که گمان می‌کنند هدایت‌یافتگان حقیقی آنها هستند! ﴿٣٧

تا زمانی که (در قیامت) نزد ما حاضر شود می‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود؛ چه بد همنشینی بودی! ﴿٣٨

(ولی به آنها می‌گوییم:) هرگز این گفتگوها امروز به حال شما سودی ندارد، چرا که ظلم کردید؛ و همه در عذاب مشترکید!﴿٣٩


 ...و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطی نداده است.(سوره مبارکه النسا:141)


 کسی که زراعت آخرت را بخواهد، به کشت او برکت و افزایش می‌دهیم و بر محصولش می‌افزاییم؛ و کسی که فقط کشت دنیا را بطلبد، کمی از آن به او می‌دهیم امّا در آخرت هیچ بهره‌ای ندارد! (سوره مبارکه شوری: ۲۰)

 

و در آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب؛ و بهره‌ات را از دنیا فراموش مکن؛ و همان‌گونه که خدا به تو نیکی کرده نیکی کن؛ و هرگز در زمین در جستجوی فساد مباش، که خدا مفسدان را دوست ندارد! (سوره مبارکه قصص: ۷۷)

 

کسانی که در راه کفر، شتاب میکنند، تو را غمگین نسازند! به یقین، آنها هرگز زیانی به خداوند نمی‌رسانند. (بعلاوه) خدا می‌خواهد (آنها را به حال خودشان واگذارد؛ و در نتیجه،) بهره‌ای برای آنها در آخرت قرار ندهد. و برای آنها مجازات بزرگی است! (سوره مبارکه آل‌عمران: ۱۷۶)

 

شما منافقان،) همانند کسانی هستید که قبل از شما بودند (و راه نفاق پیمودند؛ بلکه) آنها از شما نیرومندتر، و اموال و فرزندانشان بیشتر بود! آنها از بهره خود (از مواهب الهی در راه گناه و هوس) استفاده کردند؛ شما نیز از بهره خود، (در این راه) استفاده کردید، همان گونه که آنها استفاده کردند؛ شما (در کفر و نفاق و استهزای مؤمنان) فرو رفتید، همان گونه که آنها فرو رفتند؛ (ولی سرانجام) اعمالشان در دنیا و آخرت نابود شد؛ و آنها همان زیانکارانند! (سوره مبارکه توبه: ۶۹)


زندگی دنیا برای کافران زینت داده شده است، از این‌رو افراد باایمان را (که گاهی دستشان تهی است)، مسخره می‌کنند؛ در حالی که پرهیزگاران در قیامت، بالاتر از آنان هستند؛ (چراکه ارزشهای حقیقی در آنجا آشکار می‌گردد، و صورت عینی به خود می‌گیرد؛) و خداوند، هر کس را بخواهد بدون حساب روزی می‌دهد. (سوره مبارکه بقره: ۲۱۲)

مؤمنان نباید کافران را به جاى مؤمنان به دوستى بگیرند و هر که چنین کند در هیچ چیز [او را] از [دوستى] خدا [بهره‏اى] نیست مگر اینکه از آنان به نوعى تقیه کند و خداوند شما را از [عقوبت] خود مى‏ترساند و بازگشت [همه] به سوى خداست (سوره مبارکه آل عمران 28)



اى کسانى که ایمان آورده‏اید به جاى مؤمنان ، کافران را به دوستى خود مگیرید آیا میخواهید علیه خود حجتى روشن براى خدا قرار دهید (سوره مبارکه آل عمران 144)


دین و آیین چه کسی بهتر است از آن کس که خود را تسلیم خدا کند، و نیکوکار باشد، و پیرو آیین خالص و پاکِ ابراهیم گردد؟ و خدا ابراهیم را به دوستیِ خود، انتخاب کرد. (سوره مبارکه نساء: ۱۲۵)

 

روایت زیر از یکی از ائمه (شاید از امام علی (علیه‌السلام) ) نقل شده:

مومن در دنیای کافر شریک است ولی کافر در آخرت مومن شریک نیست.


از امام حسن (علیه‌السلام) نقل شده:

همنشینی با بدان موجب بدگمانی به خوبان است.

 

از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) نقل شده:

هر کس سنت و روش نیک یا زشتی را در جامعه جاری سازد تا وقتی که در دنیا

مردمی به آن سنت عمل می کنند ثواب یا کیفر آن اعمال را به حساب این شخص

هم می گذارند.

(نکته:هر کس مردم را از راه راست منحرف کند پیرو راه  شیطان است و شیطان است)

یک کلمه بگویم علت عقب ماندگی ما بی قانونی نیست بلکه بی نظمی است.


  نظرات ()
روزی نویسنده: الفب - چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢

روزی را در صبح پخش می کنند علم هم روزی است کسی که پلو میخواهد به او پلو میدهند و کسی که علم میخواهد به او علم میدهند

و در اسلام خوابیدن بعد از اذان صبح مکروه است

  نظرات ()
غیبت نویسنده: الفب - چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢

غیبت خوردن گوشت برادر مرده است اگر گوشت برادر زنده را بخوری جایش ترمیم میشود ولی برادر مرده اینگونه نیست (آیت الله قرائتی)

به نظر من غیبت چون آبروی فرد را می ببرد باعث مردن او میشود

کسی که حرف دیگران را پیش تو میزند به احتمال زیاد حرف تو را هم پیش دیگران میزند.

کسی که غیبت می کند لاشخور است.

  نظرات ()
پوشش بدن نما و عشق! نویسنده: الفب - چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢

عده ای لباس تنگ بخصوص لباسهایی با طرحهایی در قسمت ران و باسن میپوشند به خیال اینکه میتوانند با انجام کاری که برجستگی های بدن را نمایان کند می توانند دیگران را عاشق خود کنند و کارهای دیگری هم میکنند مثلا به بهانه اینکه خم شوند کیف پولشان را می اندازند تا جلب توجه کنند.

 این طرز فکر بخاطر بیسوادی در دین است که اگر سواد دینی داشتند تفاوت عشق را با شهوت (که همان عشق حیوانی است) درک میکرند و دوست داشتنی هم که ایجاد میشود خیلی کوتاه است چون آن فرد  بخاطر عورتش به او توجه کرده است و  چقدر احمق است کسی که دوست دارد دیگران بخاطر عورتش( که در قرآن از زشتی از آن یاد شده(اعرف-22)) او را دوست بدارد.

این افراد با این کار دیگران را هم به این عمل تشویق میکنند و در این مورد خواسته یا نا خواسته با شیاطین همکاری میکنند. و هر کس با دیدن آنها مثل آنها شود گناه آن افراد هم به حساب آن فرد اول ریخته میشود.

کاش همه به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر عمل می کردند.

سوره مبارکه اعراف

و به این ترتیب، آنها را با فریب (از مقامشان) فرودآورد. و هنگامی که از آن درخت چشیدند، زشتی شان [= عورتشان‌] بر آنها آشکار شد؛ و شروع کردند به قرار دادن برگهای (درختان) بهشتی بر خود، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را نداد داد که: «آیا شما را از آن درخت نهی نکردم؟!و نگفتم که شیطان برای شما دشمن آشکاری است؟(22)

ای فرزندان آدم شیطان شما را نفریبد، آن گونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد، و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد چه اینکه او و همکارانش شما را می‌بینند از جایی که شما آنها را نمی‌بینید؛ (امّا بدانید) ما شیاطین را اولیای کسانی قرار دادیم که ایمان نمی‌آورند(27)
 
سوره مبارکه طه
سرانجام هر دو از آن خوردند، (و لباس بهشتیشان فرو ریخت،) و عورتشان آشکار گشت و برای پوشاندن خود، از برگهای (درختان) بهشتی جامه دوختند(آری) آدم پروردگارش را نافرمانی کرد، و از پاداش او محروم شد.
 
  نظرات ()
رابطه با آمریکا نویسنده: الفب - سه‌شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٢

 1-اکثر سیاست مدارانی که رابطه بدون چون و چرا با آمریکا را کلید حل مشکل میدانستند در  فتنه  یا سخرانی یا شرایط دیگر چهره ی پلید خود را نشان داده اند.

2-در جامعه هم اکثر افرادی که اینگونه اند قبل آن زیاد پایبند به دین نبوده اند و یا بوده اند ولی وقتی که دین را رها کرده اند به سمت آمریکا سوق پیدا کردند.

پ.ن:علت استفاده از کلمه اکثر بخاطر این است که همه افراد اینگونه نیستند. 

  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ علم (۱٢) دین (۱۱) بدحجاب (۱۱) عالم (٩) ظلم (٧) خدا (٧) آمریکا (٦) امر به معروف و نهی از منکر (٦) معصومین علیهم السلام (٦) دوست و دشمن خدا (٥) ریش (٥) هدف خلقت (٥) شیطان (٥) دانشگاه (٥) عشق (٤) یک جمله معروف (٤) دنیا (۳) شاه (۳) شیعه (۳) کافر (۳) ظهور (۳) غیبت (۳) گناه (۳) حماقت (۳) توبه (٢) تهمت (٢) روحانی (٢) عبادت (٢) زیبایی (٢) سوءظن (٢) مال حرام (٢) مهاجرت (٢) رفیق (٢) کربلا (٢) آدم (٢) پیشرفت (٢) نفس (٢) انقلاب (٢) ازدواج (٢) تارنگار (وبلاگ) (٢) به ضرر گوینده اش (٢) جبر یا اختیار (۱) غرور ابلیس (۱) صحبت با حیوانات (۱) پاسخ به نظر (۱) سرگرم کردن مردم (۱) قرآن (۱) صبر (۱) دعا (۱) ایمان (۱) اسرائیل (۱) توکل (۱) شهادت (۱) تربیت (۱) فرهنگ (۱) اسلام (۱) استاد (۱) درد (۱) عزاداری (۱) روزی (۱) اعتماد به نفس (۱) بهشت (۱) شهوت (۱) زهد (۱) خیانت (۱) عذاب (۱) حالات (۱) بیانات رهبر (۱) سن تکلیف (۱) سوال مهم (۱) پرحرفی (۱) کرسی آزاد اندیشی (۱) اختلاط زن و مرد (۱) آزاده گی (۱) زشتی (۱) مجتهد (۱) انحراف (۱) برهنگی (۱) بندگی (۱) آزمایش (۱) آبرو (۱) قضاوت (۱) پیامبران (۱) دشمن (۱) آخرت (۱) تعصب (۱) اسارت (۱) ایستادگی (۱) تقوا (۱)
مطالب اخیر اگر کسی به مستحبات عمل نکرد بی دین نیست! تفسیر حدیث النظافة من الایمان ریش گذاشتن سنت حضرت ابراهیم (سلام خدا بر او) است آیا در زمان شاه مردم دیندارتر بودند؟ از دشمنان امام حسین (ع) (رضا شاه و پسرش) حمایت نکنید دانشمندان غربی همگی جیره خوار اهل بیت علیهم السلام هستند داستان قرآن کوچک نیمه سوخته(در مورد زنانی که بد حجاب میشوند) عقب افتادن ازدواج زنان ایراداتی به نظام دانشگاهی جهان به بهانه ی پیشرفت علم به بقای اسرائیل کمک نکنید