بسم الله الرحمن الرحیم


پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ الفب
آرشیو وبلاگ
      درد


یا الله یا محمد یا امام علي یا حضرت فاطمه یا امام حسن یا امام حسين يا امام سجاد یا امام محمد باقر یا امام جعفر صادق یا امام موسي کاظم یا امام رضا یا امام محمد تقي یا امام علي النقي یا امام حسن عسکري یا صاحب الزمان (عليهم السلام)
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
آیا امام را می شناسید نویسنده: الفب - شنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٢

نام امامان علیهم السلام شما را به یاد چه شخصیتی می اندازد؟

آیا به یاد عکس امام علیه السلام که روی دیوار است می افتید؟

یا به یاد حرم آن بزرگواران افتید؟

یا به یا این می افتید که او امام چندم ماست؟

اما امام علیه السلام  کیست؟

"امام علیه السلام کسی است که اگر نباشد زمین اهلش را در خود فرو میبرد."

یعنی به خاطر وجود اوست که خدا به ما اذن وجود داده است.

اگر دغدغه امام شناسی دارید تا جاهل از دنیا نروید به دنبال معنی این جمله باشید.

 

  نظرات ()
مخالفت بی دلیل با مراجع تقلید جامع الشرایط مخالفت با خدا و پیامبر (ص) است نویسنده: الفب - پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٢

مرجع جامع الشرایط کسی است که :

مرد, بالغ , عاقل , شیعه دوازده امامى , حلال زاده , زنده  و عادل باشد  و احتیاط واجب  آن است( (احتیاط واجب=واجب است احتیاط کنید و باید احتیاط کنید)) که مرجع تقلید حریص ( خیلى علاقه مند و مشتاق ) به دنیا نباشد. و لازم است از مجتهدین دیگر اعلم ( داناتر و آگاهتر) باشد, یعنى در فهمیدن حکم خدا از همهء مجتهدین عصر (و زمان ) خودش عالمتر ( داناتر و آگاهتر به احکام شرعى ) باشد.

اینگونه مراجع  برای اینکه حکمی را در رساله ی خود بنویسند تمام آیات قرآن و تمام روایات مورد نیاز را بررسی می کنند و فتوایی که می دهند طبق اجتهاددشان از این آیات و روایات است.

کسانی که با فتوای این مراجع مخالفت می کنند اگر شرایط ذکر شده را دارند من نمی توانم نظری در موردشان بدهم.

کسانی که قدرت اجتهاد ندارند و بی دلیل با فتوای مراجع مخالفت می کنند با توجه به اینکه آیات قرآن سخن خداست و روایات سخن ائمه علیهم السلام است، در حقیقت با خدا و پیامبر و امامان علیهم السلام  مخالفت می کنند چون مراجع برای فتوایشان دلیلی مطابق با آیات و روایات دارند ، آن مخالفان چه دلیلی دارند که مخالفت می کنند؟

مثلا مرجع تقلید می گوید ریش تراشی حرام است ، یا میگوید پوشیدن لباس بدن نما و تحریک کننده حرام است یا میگوید مردان و زنان نباید مختلط باشند ، کسی که بی دلیل با او مخالفت می کند با خدا و پیامبر و امامان علیهم السلام  مخالفت می کنند.(اصلا با توجه به اینکه این همه مرجع آمده اند و گفته اند ریش تراشی حرام است ،سخن افرادی که می گویند ریش زدن هیچ ایرادی ندارد، حتی اگر استاد دانشگاه هم باشند به قدر پر کاهی ارزش ندارد.مهم این است آنکه متخصص است فتوا می دهد حرام است.)

گاها برخی میگویند فلان فتوا مطابق علم روز نیست، جواب آنها بسیار واضح است و مانند جوابی که به کودکان کم تجربه می دهیم بسیار ساده است، جواب آنها این است:

مراجع با توجه به آیات و روایات فتوا می دهند و با توجه به اینکه آیات قرآن سخن خداست و روایات سخن ائمه علیهم السلام است و با توجه به اینکه هیچ کس نمی تواند ادعا کند علمش از خدا و ائمه علیهم السلام بیشتر است و اگر هم ادعا کند مورد قبول نیست ، پس مقایسه ی احکام با علم ناقص روز از پایه و اساس باطل است.

اصلا مگر میشود سخن خدا و پیامبر( صل الله علیه و آله) را کنار گذاشته و با سخنان دانشمندانی با پیشرفت علم نظریه اش باطل شود در مورد دین خدا نظر داد.

سوره مبارکه انفال

اى کسانى که ایمان آورده‏اید چون خدا و پیامبر شما را به چیزى فرا خواندند که به شما حیات مى‏بخشد آنان را اجابت کنید و بدانید که خدا میان آدمى و دلش حایل مى‏گردد و هم در نزد او محشور خواهید شد (24)

پیام: طبق آیه دستور خدا و پیامبر(ص) موجب حیات است و چون فتوای مراجع هم طبق دستور خدا و پیامبر (ص) است پس موجب حیات است.(مثلا ریش گذاشتن موجب حیات است.)

سوره مبارکه حدید

آیا براى کسانى که ایمان آورده‏اند هنگام آن نرسیده که دلهایشان به یاد خدا و آن حقیقتى که نازل شده نرم [و فروتن] گردد و مانند کسانى نباشند که از پیش بدانها کتاب داده شد و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا کشید و دلهایشان سخت گردید و بسیارى از آنها فاسق بودند (16)

  نظرات ()
درد نویسنده: الفب - دوشنبه ٢٥ آذر ۱۳٩٢

درد چیست؟

امام علی علیه اسلام فرمود بپرسید قبل از اینکه مرا از دست بدهید ولی نپرسیدند.

.

.

.

زندگی بعضی از ما

شبانه روز می گذرد و ما فرصت شناخت خدا را از دست می دهیم.

شبانه روز می گذرد و ما فرصت شناخت پیامبر و امامان علیم السلام  را از دست می دهیم.

شبانه روز می گذرد و ما فرصت شناخت دین خدا و درست کردن اعتقاداتمان و اعمالمان را از دست می دهیم.

شبانه روز می گذرد و ما اعتقاداتمان را درست نمی کنیم.

شبانه روز می گذرد و ما اعمالمان را درست نمی کنیم.

شبانه روز می گذرد و ما فرصت شناخت دوستان خدا و همراهی آنها را از دست می دهیم.

شبانه روز می گذرد و ما خود را نمی سازیم که دوستان خدا ما را بپذیرند.

شبانه روز می گذرد و ما فرصت شناخت دشمنان خدا را از دست می دهیم.

شبانه روز می گذرد بدون اینکه سلامی به پیامبر و آلش (علیهم سلام) داده باشیم.

فرصت خواندن قرآن را از دست می دهیم.

به ما فرصت نماز شب داده شده ولی می خوابیم.

فرصت نماز اول وقت صبح را از دست می دهیم.

نماز صبح را از دست می دهیم.

نافله نماز صبح را از دست می دهیم.

فرصت نماز اول وقت ظهر و عصر را از دست می دهیم.

نماز ظهر و عصر را از دست می دهیم.

نافله نماز ظهر و عصر را از دست می دهیم.

فرصت نماز اول وقت مغرب و عشا را از دست می دهیم.

نماز مغرب و عشا را از دست می دهیم.

نافله نماز مغرب و عشا را از دست می دهیم.

فرصت خواندن نماز به جماعت را از دست می دهیم.

عده ای عمرشان را برای امر به معروف و نهی از منکر ما می گذارند و ما بی توجه از کنار آنها می گذریم.

از محضر علمای امثال آیت الله بهجت (ره) استفاده نمی کنیم تا اینکه می میرند.

.

.

.

با خود کاری می کنیم که الان امام زمان علیه السلام زنده است ولی از او بی خبریم.

عمر خود را هدر می دهیم و در نهایت می میریم.

درد همین است.

  نظرات ()
یکی از احمقترین ها (افتخار کنندگان به عورت) نویسنده: الفب - شنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٢

(لحن تندم برای کسانی است که این چیزها را میدانند و به آن عمل نمیکنند.)

عده ای به علم و دانش افتخار می کنند ، عده ای به قدرت ، عده ای به ثروت و ...

عده ای به قدری احمقند که به عورت خود افتخار می کنند.(اینرا قبلا هم گفتم و الان دوباره تکرار می کنم چون یکی از مشکلات مهم جامعه است)

آنها لباس هایی تنگ می پوشند که قسمت عورتش به رنگ دیگری است و با این کار آن قسمت را علامت دار می کنند که بهتر نمایان شود.و با لبخند رضایت از حجم عورتش ول می گردند.

فکر و ذکرشان عورتشان است. هنگام نشستن به افراد پشت سر خود می نگرند که بفهمند چه کسی به او می نگرد.هنگام ایستادن هم همینطور.هنگام راه رفتن هم همینطور.

اگر بخواهند به کسی ابراز علاقه کنند توجه آن شخص را به عورت خود جلب می کنند.

هنگامی که می خواهند شادی خود را نشان دهند میرقصند ، رقصی که فقط برای نشان دادن عورت است.

برخیشان شلوارشان را پایین تر  می کشند و زیر آن هم چیزی نمی پوشند که هنگام خم شدن یا نشستن روی صندلی بالای عورتشان مشخص باشد.

کدام شیطان انس این لباس ها را طراحی می کند و روانه بازار می کند.اصلا شیطان کارش شیطنت است شما چرا  این لباس ها را می خرید؟

بالاخره برای من مشخص نشد چگونه این افراد به این پستی و حماقت رسیده اند. احتمال دلایل زیر زیاد است:

1-به خاطر مال حرام(مثل قسمتی از مال فروشنده ی دروغگو یا کم فروش یا کسی که خمس مالش را می خورد)

2- به خاطر دوستان بد که با آن ظاهر بیشتر تحویلش می گیرند.

3-بی عرضگی والدین مثلا کسی که در خانه اش ماهواره موجود است و فرزندش از بچگی این چیزها را دیده و با این فرهنگ بزرگ شده.

بعضی از افراد به مرحله ی کر شدن هم رسیده اند و انگار عورتشان کرشان کرده و هر چه  پدرش مادرش و دیگران به او می گویند که این لباس را نپوش، نمی شنوند.

عده ای می گویند ما دوست داریم آزاد باشیم و لباس تنگ که قسمت عورتش علامت دار است بپوشیم!

عجب!کسی که اسیر عورتش است دم از آزادی می زند.اگر اسیرش نیست آیا حاضر است تا آخر عمر از آن لباس ها نپوشد.

آنها که اینگونه اند  زشتی خود را نمایش می دهند.

سوره مبارکه الأعراف

پس آن دو را با فریب به سقوط کشانید پس چون آن دو از آن درخت [ممنوع] چشیدند زشتی هایشان (عورتشان) بر آنان آشکار شد و به چسبانیدن برگ[هاى درختان] بهشت بر خود آغاز کردند ....(22)

اى فرزندان آدم در حقیقت ما براى شما لباسى فرو فرستادیم که عورتهاى شما را پوشیده مى ‏دارد و [براى شما] زینتى است و[لى] بهترین جامه [لباس] تقوا است این از نشانه‏هاى [قدرت] خداست باشد که متذکر شوند (26)

(دقت کنید که در آیه لباسی که عورت را بپوشاند زینت نامیده شده)

 

اى فرزندان آدم شیطان شما را نفریبد چنانکه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند و لباسشان را از ایشان برکند

تا عورتهایشان را بر آنان نمایان کند

در حقیقت او و قبیله‏اش شما را از جایی که آنها را نمى‏ بینید می بینند(اما بدانید) ما شیاطین را دوستان کسانى قرار دادیم که ایمان نمى ‏آورند(27)

سوره مبارکه طه

آنگاه از آن [درخت ممنوع] خوردند و زشتی هایشان (عورتشان)  آنان برایشان نمایان شد و شروع کردند به چسبانیدن برگهاى بهشت بر خود و [این گونه] آدم به پروردگار خود عصیان ورزید و بیراهه رفت (121)

و در نهایت خواهش این حقیر این است که پس از خواندن این مطلب  اگر از این لباس ها استفاده می کنید همین الان آنرا  بسوزانید تا رها شوید.

  نظرات ()
آدم کم یاب نویسنده: الفب - جمعه ٢٢ آذر ۱۳٩٢

1-دینش دین مورد قبول خداست و پیامبران و امامان علیهم السلام و کسانی که برای دین زحمت کشیدند را قبول دارد

2-خشمش خشم خداست (یعنی فقط برای چیزهایی خشمیگین میشود  که خدا خشمیگین میشود)  و هنگام از دست رفتن یکی از دوستان خدا ناراحت میشود

3-خوشحالی اش خوشحالی خداست  و هنگام  مرگ یکی از دشمنان خدا خوشحال میشود 

4-کلامش کلام خداست

5-هدفش در دنیا کسب رضایت خداست(آیا ما یک کار برای خدا در این دنیا کرده ایم)

6-با دیدنش به یاد خدا می افتی (نه اینکه با دیدنش و ظاهرش به فکر گناه بیافتی)

7-نماز می خواند

8-دروغ نمی گوید

9-مرتکب به کار حرام نمی شود

10-واجبات را انجام می دهد

11-از دیدن اینکه دیگران مرتکب حرام میشوند ناراحت میشود و می گرید

12-اگر ببیند کسی دست از گناه برداشته خوشحال میشود و سجده شکر بجا می آورد

13-همیشه منتظر است کسانی که عشق اویند برای همیشه دست از حرام بردارند(نه اینکه جلوی او عابد شوند و در نبود او کافر)

14-لباس تنگ نمی پوشند و برای حجاب ارزش قائل است(مرد و زن فرقی ندارد هر دو باید رعایت کنند)

15-ریش نمی تراشند

16-به نامحرم نمی نگرند

17-دشمنی با علمای دین ندارند

18-به محض فهمیدن اینکه چیزی طبق نظر علمای دین حرام است آنرا ترک می کند به جای آنکه کار خود را توجیه کند و به دنبال دلیلی برای کوبیدن علمای دین باشد

19-از دشمنان خدا متنفر است

20-بی دلیل از دیگران عیب جویی نمی کند

21-اگر عیبش را به او بگویی به جای اینکه کینه ات را به دل بگیرد و به دنبال بهانه ای برای کوبیدنت باشد به فکر رفع عیب خود می افتد.

22-مودب است و به والدین و استاد احترام می گذارد

23-از دیدن بی احترامی به استاد ناراحت میشود

24-به همه چیز نمی خندد(مثلا مسخره کردن دیگران یا غیبت)

25-اسراف نمی کند

26-از کسانی که به سخنانش در مورد خدا توجه نمی کنند و او را از یاد خدا دور می کنند فاصله می گیرد

27-با کسانی دوست میشود که او را به خدا نزدیک می کند.

28-سخنی که بوی گناه می دهد نمی گوید(مثلا از بدحجاجی زنان تعریف نمی کند)

29-به ازدواج که سنت الهی است پای بند است

30-دوستی با او از آتش نجاتت می دهد و دشمنی با او اهل آتشت می کند

31-در پی ریختن آبرو ی کسی نیست و تهمت نمی زند و غیبت و شایعه پراکنی نمی کند

32-به دنبال حقیقت است نه اینکه به هر طریقی هر چه که در ذهن دارد را به دیگران بقبولاند.

33-کسی نیست که بخشی از حقیقت را نگوید  تا اینکه به هر طریقی هر چه که در ذهن دارد را به دیگران بقبولاند 

  نظرات ()
از علمای اسلام استفاده کنید---آیاتی در مورد دوستی با کافران نویسنده: الفب - پنجشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٢

 

علمای اسلام مسلمانند و دانشمندان کافر ، کافرند پس اگر در مورد موضوعی نیاز به سخنی ناب از بزرگان دارید،شایسته نیست که به جای  علمای مسلمان از سخنان کفار استفاده کنید.

اگر هم در مورد موضوع مد نظرتان سخنی از علمای مسلمان نیافتید ، بروید و بپرسید.

و تا آنجا که میشود و امکان دارد از سخنان ناب آنها استفاده کنید

آیاتی در مورد ارتباط و دوستی با کافران

افراد باایمان نباید به جای مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند؛ و هر کس چنین کند، هیچ رابطه‌ای با خدا ندارد (و پیوند او بکلّی از خدا گسسته می‌شود)؛ مگر اینکه از آنها بپرهیزید (و به خاطر هدفهای مهمتری تقیّه کنید). خداوند شما را از (نافرمانی) خود، برحذر می‌دارد؛ و بازگشت (شما) به سوی خداست. (سوره مبارکه آل‌عمران: ۲۸)

همانها که کافران را به جای مؤمنان، دوست خود انتخاب می‌کنند. آیا عزّت و آبرو نزد آنان می‌جویند؟ با اینکه همه عزّتها از آن خداست؟! (سوره مبارکه نساء: ۱۳۹)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! غیر از مؤمنان، کافران را ولّی و تکیه‌گاه خود قرار ندهید! آیا می‌خواهید (با این عمل،) دلیل آشکاری بر ضدّ خود در پیشگاه خدا قرار دهید؟! (سوره مبارکه نساء: ۱۴۴)

 

منافقان در پایین‌ترین درکات دوزخ قرار دارند؛ و هرگز یاوری برای آنها نخواهی یافت! (بنابر این، از طرح دوستی با دشمنان خدا، که نشانه نفاق است، بپرهیزید!) (سوره مبارکه نساء: ۱۴۵)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! با قومی که خداوند آنان را مورد غضب قرار داده دوستی نکنید؛ آنان از آخرت مأیوسند همان‌گونه که کفار مدفون در قبرها مأیوس می‌باشند! (سوره مبارکه ممتحنه: ۱۳)

 

آیا ندیدی کسانی را که طرح دوستی با گروهی که مورد غضب خدا بودند ریختند؟! آنها نه از شما هستند و نه از آنان! سوگند دروغ یاد می‌کنند (که از شما هستند) در حالی که خودشان می‌دانند (دروغ نمی‌گویند)! (سوره مبارکه مجادله: ۱۴)

 

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یهود و نصاری را ولّی (و دوست و تکیه‌گاه خود،) انتخاب نکنید! آنها اولیای یکدیگرند؛ و کسانی که از شما با آنان دوستی کنند، از آنها هستند؛ خداوند، جمعیّت ستمکار را هدایت نمی‌کند (سوره مبارکه مائده: ۵۱)

 

 (ولی) کسانی را که در دلهایشان بیماری است می‌بینی که در (دوستی با آنان)، بر یکدیگر پیشی می‌گیرند، و می‌گویند: «می‌ترسیم حادثه‌ای برای ما اتفاق بیفتد (و نیاز به کمک آنها داشته باشیم!)» شاید خداوند پیروزی یا حادثه دیگری از سوی خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد؛ و این دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند! (سوره مبارکه مائده: ۵۲)

 

بسیاری از آنها را می‌بینی که کافران (و بت‌پرستان) را دوست می‌دارند (و با آنها طرح دوستی می‌ریزند)؛ نفس (سرکش) آنها، چه بد اعمالی از پیش برای (معاد) آنها فرستاد! که نتیجه آن، خشم خداوند بود؛ و در عذاب (الهی) جاودانه خواهند ماند. (سوره مبارکه مائده: ۸۰)

 ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید! شما نسبت به آنان اظهار محبّت می‌کنید، در حالی که آنها به آنچه از حقّ برای شما آمده کافر شده‌اند و رسول اللّه و شما را به خاطر ایمان به خداوندی که پروردگار همه شماست از شهر و دیارتان بیرون می‌رانند؛ اگر شما برای جهاد در راه من و جلب خشنودیم هجرت کرده‌اید؛ (پیوند دوستی با آنان برقرار نسازید!) شما مخفیانه با آنها رابطه دوستی برقرار می‌کنید در حالی که من به آنچه پنهان یا آشکار می‌سازید از همه داناترم! و هر کس از شما چنین کاری کند، از راه راست گمراه شده است! (سوره مبارکه ممتحنه: ۱)

 

 هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی‌یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دلهایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنها را تقویت فرموده، و آنها را در باغهایی از بهشت وارد می‌کند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است، جاودانه در آن می‌مانند؛ خدا از آنها خشنود است، و آنان نیز از خدا خشنودند؛ آنها «حزب اللّه» اند؛ بدانید «حزب اللّه» پیروزان و رستگارانند. (سوره مبارکه مجادله: ۲۲)

 

  و رها کن کسانی را که آیین (فطری) خود را به بازی و سرگرمی گرفتند، و زندگی دنیا، آنها را مغرور ساخته، و با این (قرآن)، به آنها یادآوری نما، تا گرفتار (عواقب شوم) اعمال خود نشوند! (و در قیامت) جز خدا، نه یاوری دارند، و نه شفاعت‌کننده‌ای! و (چنین کسی) هر گونه عوضی بپردازد، از او پذیرفته نخواهد شد؛ آنها کسانی هستند که گرفتار اعمالی شده‌اند که خود انجام داده‌اند؛ نوشابه‌ای از آب سوزان برای آنهاست؛ و عذاب دردناکی بخاطر اینکه کفر می‌ورزیدند (و آیات الهی را انکار) می‌کردند. (سوره مبارکه انعام: ۷۰)

 

  نظرات ()
پاسخ به نظری در مورد ریش نویسنده: الفب - دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳٩٢

آقای رامین در مورد مطلبی (ریش بگذارید--با حجاب شوید---دین را درست منتقل کنید ) که یکی از موضوعاتش ریش گذاشتن بود اینگونه نظر داده اند:

"سلام . زیبا بود . دوست عزیز تمام هم و غم امامان و  پیامبران  از جهل جماعت بود . فرهنگ بود  نادانی آشکار بود  نه ریش تراشیدن .  عطار هفت شهر عشق را گشت ما هنوز اندر خم ریش خودیم ."

جواب من:

1-هم و غم پیامبران و امامان علیهم السلام فقط جهل نبود. یکی از ناراحتی هایشان این بود که چرا مردم بعد آنکه حکمی را فهمیدند به آن عمل نمی کنند.

دانستن دین بدون عمل به آن نوعی جهل است.جاهل کسی است که نمی داند.آنها عمل کردن را نمی دانند.بلد نیستند اطاعت امر خدا کنند.

اصلا یکی از مواردی که باید امر به معروف و نهی از منکر  کنیم ، امر و نهی کسانی اند که حکم دین را می دانند و به آن عمل نمی کنند.

2- شما می گویی:"تمام هم و غم امامان و  پیامبران  از جهل جماعت بود . فرهنگ بود  نادانی آشکار بود  نه ریش تراشیدن"

در مورد جهل توضیح دادم . حال در مورد فرهنگ:

یکی دیگر از هم و غم پیامبران و امامان علیهم السلام  مبارزه با فرهنگ کفار و مشرکان بود.مگر ریش تراشی نوعی فرهنگ به حساب نمی آید. از ابتدای خلقت مذهبی ها خود را با ریش می آراستند و اکثر غیر مذهبی ها و کسانی که می خواستند شبیه مذهبی ها نشوند ریش میتراشیدند.به نظر شما این فرهنگ نیست.

ریش بگذار تا فرهنگ کفار در جامعه جا نیفتد و ما شبیه کفار نشویم.

3-شما می گویی:"...نه ریش تراشیدن . عطار هفت شهر عشق را گشت ما هنوز اندر خم ریش خودیم"

عطار عارف بود.عرفا با عمل به دین بالا می روند.

و ریش تراشی از احکام دین است.

عرفا با واجبات و محرمات شروع می کنند و کم کم به مستحبات و مکروهات هم عمل می کنند و سپس اعمال مباح را هم برای خدا انجام میدهند.

اگر کسی به قرب برسد ولی ناگهان یک حرام از او سر بزند مثلا ریش بتراشد همه چیز را از دست می دهد و باید از صفر شروع کنند.

داستان رانده شدن آدم از بهشت برای ما هم صادق است.اگر ما هم به مقامی برسیم و ناگهان چیزی که خدا حرام کرده را انجام دهیم آن مقام را از ما می گیرند و مانند آدم باید از اول شروع کنیم و توبه کنیم که خدا توبه پذیر و مهربان است.

تقسیم بندی اعمال دین را هم که قبلا نوشته ام بخوان.

اصلا توجه کرده ای همان طور که ریش تراشی حرام است ،ترک نماز هم حرام است ،اگر شعر شما درست بود پس شعر زیر هم درست است:"...نه نماز خواندن. عطار هفت شهر عشق را گشت ما هنوز اندر خم نماز دو رکعت نمازیم"

سوره مبارکه حجر

و به راستى به تو سبع المثانى [=سوره فاتحه] و قرآن بزرگ را عطا کردیم (87)

 

وَلَقَدْ آتَیْنَاکَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِی وَالْقُرْآنَ الْعَظِیمَ ﴿87﴾

و به آنچه ما دسته‏هایى از آنان [=کافران] را بدان برخوردار ساخته‏ایم چشم مدوز و بر ایشان اندوه مخور و بال خویش براى مؤمنان فرو گستر (88)

 

لاَ تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِلْمُؤْمِنِینَ ﴿88﴾

و بگو من همان هشداردهنده آشکارم (89)

 

وَقُلْ إِنِّی أَنَا النَّذِیرُ الْمُبِینُ ﴿89﴾

همان گونه که [عذاب را] بر تقسیم‏کنندگان نازل کردیم (90)

 

کَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِینَ ﴿90﴾

همانان که قرآن را جزء جزء کردند [به برخى از آن عمل کردند و بعضى را رها نمودند] (91)

 

الَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ ﴿91﴾

پس سوگند به پروردگارت که از همه آنان خواهیم پرسید (92)

 

فَوَرَبِّکَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِیْنَ ﴿92﴾

از آنچه انجام مى‏دادند (93)

 

عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿93﴾

پس آنچه را بدان مامورى آشکار کن و از مشرکان روى برتاب (94)

 

فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ ﴿94﴾

که ما [شر] ریشخندگران را از تو برطرف خواهیم کرد (95)

 

إِنَّا کَفَیْنَاکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ ﴿95﴾

 

  نظرات ()
ریش بگذارید--با حجاب شوید---دین را درست منتقل کنید نویسنده: الفب - یکشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٢

ریش بگذارید تا دیگران هم تشویق به ریش گذاشتن شوند، و نه اینکه رفقای ریش تراشتان روی شما  تاثیر بگذارد که شما هم ریش خود را بزنید.

و اگر سخت است از دوستانی که شما را به حرام (مثل ریش تراشی) دعوت می کند فاصله بگیرید. 

ریش را به خاطر عمل به دستور خدا بگذارید ، و نه اینکه هر وقت در جامعه (مثلا در محرم و صفر)ریش مد شد ریش بگذارید و هر وقت از مد افتاد(مثلا در عید نوروز) ریشتان را بزنید.

حجابتان را رعایت کنید تا دیگران هم تشویق به حجاب شوند،  و نه اینکه رفقای بدحجابتان روی شما  تاثیر بگذارد که شما هم بد حجاب شوید. 

و  اگر سخت است از دوستانی که شما را به حرام (مثل بدحجابی) دعوت می کند فاصله بگیرید.

حجاب را به خاطر عمل به دستور خدا بگذارید ، و نه اینکه هر وقت در جامعه (مثلا در محرم و صفر)حجاب مد شد باحجاب شوید و هر وقت از مد افتاد(مثلا در عروسی) بد حجاب شوید . 

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم ) اینهمه برای دین زحمت کشیدند.فرق امام علی علیه السلام به خاطر دین شکافته شد، پهلوی حضرت زهرا سلام الله علیه شکست ،امام حسن علیه السلام را مسموم کردند،بر سر امام حسین  علیه السلام در کربلا آن مصیبت عظیم وارد شد، امام سجاد علیه السلام را مسموم کردند، امام باقر علیه السلام را مسموم کردند، امام صادق علیه السلام را مسموم کردند،  امام  کاظم علیه السلام را مسموم کردند،  امام رضا علیه السلام را مسموم کردند،  امام محمد التقی علیه السلام را مسموم کردند،  امام علی النقی علیه السلام را مسموم کردند،  امام حسن عسکری علیه السلام را مسموم کردند، صاحب الزمان (علیه السلام) اینهمه سال در غیبت به سر می برند.

بزرگانی مثل حضرت عباس علیه السلام را به  آن وضع شهید کردند.

در زمانهایی که شیعه تحت کنترل بود اینهمه علمای دین زحمت کشیدند.

اینهمه اسلام شهید داد.اینهمه انقلاب شهید داد.

اینها برای این بود که دین را به آینده گان برسانند.به ما برسانند.

چرا زحمات آنها را هدر می دهید.

چرا با عمل نکردن به احکام دین آنرا در جامعه کم رنگ می کنید . چرا جامعه مسلمان را به رنگ جامعه کفار در می آورید.

الان بچه در خانه بی حجابان در ماهواره را می بیند و در جامعه بدحجابان را و در سینما بدحجابان را. او کی می تواند این احکام دین را یاد بگیرد و به آن عمل کند.

 الان ما وظیفه داریم آنرا حفظ کنیم و به آیندگان برسانیم. ما باید دین را به آیندگان برسانیم ، نه بی دینی را ، بدحجابی را ، ریش تراشی  و ....  

امام حسین علیه السلام برای احیای دین قیام کرد.

کیست که حسین علیه السلام را یاری کند. 

  نظرات ()
در مورد دوستان با دوستان خدا و دشمنان با دشمنان خدا نویسنده: الفب - شنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٢

تا آنجا که من دیدم اکثر کسانی که  دوستان خدا را دوست دارند(مثل علمای دین) و کسانی که با دشمنان خدا دشمند (حتی اگر واجب هم نبود) افرادی هستند که خودشان نیز دوست خدا هستند ، یعنی برایشان حرام و حلال دین که دستورات خدا است مهم است و به آن عمل می کنند و یا ممکن است به آن عمل نکنند ولی به آن اعتقاد کامل داشته باشند.

و اکثر کسانی که دشمنان خدا را(مثل دولتمردان آمریکا و یا مثل بعضی از افراد در  رژیم سابق (پهلوی) )را دوست دارند کسانی هستند که به دین و یا بخشی از آن اعتقادی ندارند.

مثلا کسی رادیدم که از حجاب خوشش نمی آمد و عاشق رژیم سابق پهلوی بود.

و اکثر کسانی که یکی از دشمنان خدا را دوست دارند ، کم کم علاقه دیگر دشمنان خدا هم در دلشان می افتد و کار آنها را توجیه می کنند.مثلا برخی که رژیم پهلوی را دوست داشتند کم کم به آمریکا هم علاقه مند شدند و کارهایش را توجیه می کردند.

و اکثر  کسانی از دوست خدا متنفرند (و به نظر خود او را دشمن می پندارند) کم کم اعمال دین را هم ترک می کنند ( مثلا کسی را دیدم که نماز می خواند ولی از آیت الله بهجت (ره) خوشش نمی آمد ، الان آن فرد یک رکعت نماز هم نمی خواند.) که ممکن است به دلیل تنفر از دوست خدا به این پستی رسیده باشند ، مثلا چون از او خوشش نمی آید و می بیند که او نماز می خواند ، از نماز خواندن هم بدش آمد.

که این هم نوعی حماقت است مگر نماز را برای خدا نمی خواندی و برای فلانی می خواندی که الان چون از فلانی خوشت نمی آید نماز را ترک کردی

 

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید! شما نسبت به آنان اظهار محبّت می‌کنید، در حالی که آنها به آنچه از حقّ برای شما آمده کافر شده‌اند و رسول اللّه و شما را به خاطر ایمان به خداوندی که پروردگار همه شماست از شهر و دیارتان بیرون می‌رانند؛ اگر شما برای جهاد در راه من و جلب خشنودیم هجرت کرده‌اید؛ (پیوند دوستی با آنان برقرار نسازید!) شما مخفیانه با آنها رابطه دوستی برقرار می‌کنید در حالی که من به آنچه پنهان یا آشکار می‌سازید از همه داناترم! و هر کس از شما چنین کاری کند، از راه راست گمراه شده است! (سوره مبارکه ممتحنه: ۱)

 

هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی‌یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دلهایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنها را تقویت فرموده، و آنها را در باغهایی از بهشت وارد می‌کند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است، جاودانه در آن می‌مانند؛ خدا از آنها خشنود است، و آنان نیز از خدا خشنودند؛ آنها «حزب اللّه» اند؛ بدانید «حزب اللّه» پیروزان و رستگارانند. (سوره مبارکه مجادله: ۲۲)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یهود و نصاری را ولّی (سرپرست و دوست و تکیه‌گاه خود،) انتخاب نکنید! آنها اولیای یکدیگرند؛ و کسانی که از شما با آنان دوستی کنند، از آنها هستند؛ خداوند، جمعیّت ستمکار را هدایت نمی‌کند (سوره مبارکه مائده: ۵۱)

 

(ولی) کسانی را که در دلهایشان بیماری است می‌بینی که در (دوستی با آنان)، بر یکدیگر پیشی می‌گیرند، و می‌گویند: «می‌ترسیم حادثه‌ای برای ما اتفاق بیفتد (و نیاز به کمک آنها داشته باشیم!)» شاید خداوند پیروزی یا حادثه دیگری از سوی خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد؛ و این دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند! (سوره مبارکه مائده: 52)

 

پ ن : من حکم قطعی در مورد همه ندادم و از کلمه ی اکثرا استفاده کردم یعنی ممکن است استثنا هم داشته باشد.

  نظرات ()
قضاوت بی جای بعضی از افراد نویسنده: الفب - دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳٩٢

بعضی افراد به محض اینکه به مشکلی برمی خورند شروع به ایراد گرفتن از همه چیز و بد و بیراه گفتن به هر که ، که فکر می کند مسبب آن مشکل است و دعا کردن به حال هرکه ، که فکر می کند اگر او بود این مشکل پیش نمی آمد ، می کنند.

برخیشان افراطی ترند و اگر ببینند کسی می خواهد آنها را متوجه اشتباهشان کند ، تمام چیزهایی را که از قبل بینشان بوده را فراموش کرده و او را نیز  مانند مسببان مشکلش پنداشته و شروع به بد گفتن به او می کند.

و در این حالت هر سخنی را که شنیده و یا میشنود که مطابق با آن چیزهایی در بالا گفتم و اعتقاداتش است آنرا بدون دلیل قبول می کند.

در نهایت متوجه میشود مشکلش مربوط به خودش است و به سادگی قابل حل می باشد.

برخیشان حتی بعد از اینکه مشکلش حل میشود هم حاضر به پس گرفتن حرفهایش نمیشوند و میگویند این چیزها که گفتم وجود دارند به موقعش نشانت می دهم و به قدری مغرورند که هیچ وقت حاضر به عذرخواهی نیستند.

 آخر تعصب بی جا به عقاید بی پایه تا چه حد؟

این چه جور زندگی کردن است؟ آخر این چه حماقتی است که به جای اینکه اول کمی  فکر کند  که مشکلش را حل کند مشکلات دیگر برای خود ایجاد می کند و با سخن بیجا فکر دیگران را آشفته کرده و فقط آبروی خود را می برد.

مثلا ماشینش ترمز می برد و تصادف می کند. شروع به ایراد گرفتن از کارخانه و حمل کننده و فروشنده ماشین و بد و بیراه گفتن به مملکت و نظام و مدیران مملکت که چرا این ماشین در این مملکت استفاده میشود و دعا به حال مدیران کشورهای پیشرفته که اگر در آنجا زندگی می کردم چنین مشکلی به وجود نمی آمد ، می کنند. و به تایید چیزهای عجیب می پردازند مثلا در آمریکا ترمز هیچ ماشینی نمی برد.(اگر شنونده عاقل باشد همینجا متوجه میشود که آن فرد احتمالا تعصب زیادی به آمریکا دارد) و کسی که می گوید (چیزهایی از این ماشین در ذهن دارم که اگر بگویم به ضررم تمام میشود) میپردازد و اگر ببینند کسی می خواهد او را متوجه اشتباهش کند ، تمام چیزهایی را که از قبل بینشان بوده را فراموش کرده و او را فردی متعصب و افراطی می نامند. و حتی اگر هم بداند این مشکل بدست او حل میشود چون او را مانند مسببان مشکلش می پندارد کمکی از او قبول نمی کند.

و در نهایت متوجه میشود که مدت زیادی از ماشین کار کشیده بدون اینکه آنرا نزد تعمیرکار ببرد که قطعاتش را چک کند.

همه چیز را به هم ریخت آخر به چه رسید.

  نظرات ()
یک جمله پر کاربرد:اگر بگویم به ضررم تمام میشود نویسنده: الفب - یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٢

اکثر مردم باور دارند که به کار برنده این جمله واقعیت مهمی در ذهن دارد که با توجه به عوامل نگهدارنده ی بیرون اگر بگوید دارش میزنند.

این طرز فکر که آنچه در ذهن دارد واقعیت است همیشه درست نیست .

چون اولا آنچه که گوینده در ذهن دارد همیشه واقعیت نیست ، برداشتهایی سطحی  است ، برای سطحی دلیل دارم و دلیلم این است که او در رابطه با موضوعی که در تخصصش نیست چیزی به ذهنش رسیده و یا از جایی شنیده ، و فقط به خاطر اینکه به نظرش با عقایدش سازگار است آن را قبول می کند.و چون در تخصصش نیست و نمی تواند به درستی آنرا توضیح دهید و میگوید : اگر بگویم به ضررم تمام میشود. و واقعا هم به ضررش تمام میشود ، چون هر کس باید در رابطه باید تخصص خود سخن بگوید.

پس به نتیجه می رسیم آنچه در ذهن داشته واقعیت مهم نبوده بلکه فقط یک برداشت سطحی بوده است.

دوما فرض کنیم سخنش تا حدی در رابطه با تخصصش باشد ولی با توجه به عوامل نگهدارنده ی بیرون ترس از گفتن دارد.

در اینجا دو حالت داریم : 1- تخصصش مربوط به فرهنگ های دیگر است مثلا با عقاید کفار سازگار است که در اینجا حق با عوامل نگهدارنده است و گفتنش به ضررش تمام میشود

2-تخصصش مربوط به فرهنگ خودش است ولی موضوعی که در ذهن دارد ابعادی دارد که فقط از یک بعد به تخصصش مربوط میشود و در مورد ابعاد دیگرش باید متخصصان دیگر نظر دهند مثل مملکت داری که نیاز به چندین متخصص دارد در اینجا حق با عوامل نگهدارنده است و گفتنش به ضررش تمام میشود.

و در اینجا هم آنچه در ذهن داشته واقعیت مهم نبوده .

و مهمترین حالت حالتی است که

 که  موضوعی که در ذهن دارد فقط مربوط به تخصص خود اوست که در اینجا متخصصان هم رشته ای اش باید در مورد درست بودنش قضاوت کنند.

پ.ن:حالت اولی که نوشتم  و حالت دوم مورد 1 و 2 در مملکت ما بسیار بیشتر از آخرین حالت است که همین موجب میشود که من و امثال من نسبت که آخرین حالت بی توجه باشیم که اگر همه یاد بگیرند فقط در مورد تخصص خود سخن بگویند مشکل حل میشود.

سوره اسرا آیه 36

و چیزى را که بدان علم و آگاهی ندارى پیروی مکن زیرا گوش و چشم و قلب همه مسئولند ( مورد پرسش واقع خواهند شد)

امام على علیه‏السلام:

«عِلمُ المُنافِقِ فی لِسانِهِ وَعِلمُ المُؤمِنِ فی عَمَلِهِ»

دانش منافق در زبان او و دانش مؤمن در کردار اوست.

غررالحکم، ح6288

  نظرات ()
شهادت نویسنده: الفب - شنبه ٩ آذر ۱۳٩٢

شهادت اجر و پاداش خدا به کسی است که در راه خدا جهاد می کند(منظور از جهاد فقط جهاد در جبهه ها نیست).

برخی از اینها کسانی هستند که همیشه برای خدا قدم بر می داشتند و اگر هزار بار هم شهید شوند ، با اینکه سختی اش را چشیده اند ، باز هم حاضرند به  دنیا بازگردند و برای خدا همه چیزشان را فدا کنند ولی دیگران معلوم نیست که تمایلی به بار دیگر برگشتن به این دنیا  و تحمل دوباره سختی های آن داشته باشند .

آیا عشق جز این است . آیا غیر این را می توان عشق نامید. آیا حق با آنها نیست که از هر چه که آنها را از این عشق جدا کند دل می کنند.

 حافظ

شب تاریک و بیم موج و گردابی  چنین حایل

                                               کجا داند حال ما سبک باران ساحل ها 

  نظرات ()
یکی از بدترین کسانی که ریش می تراشند نویسنده: الفب - جمعه ۸ آذر ۱۳٩٢

در ابتدا جا دارد از تمام اساتیدی که در بین این همه انسان بی ریش زندگی می کنند ولی برای قوانین الهی و دین ارزش قائلند و ریش می گذارند تشکر و قدر دانی کنم.

و اما بعد

(لحن تندم برای ریش تراشانی است که میدانند ریش تراشی حرام است)

یکی از بدترین کسانی که ریش می تراشند معلمان و اساتید دانشگاه ها هستند ، که به بعضی شان دانشمند نیز گفته میشود که در آن صورت بدتر هم میشود.

ریش تراشی حرام است(بعضی ها خیال می کنند فقط تیغ زدن حرام است ،در صورتی که در حکم آمده که ریش تراشی حرام است یعنی ریش تراشی  با هر وسیله ای که  ریش را از بین ببرد حرام است) و قبل از این افراد در جامعه عالم و دانشمند  شخصیتی که خود را ملزم به ریش گذاشتن می دانستند به حساب می آمد و  این افراد با ریش زدنشان خواسته یا ناخواسته در مقابل علمای دین قرار گرفته اند ، به این صورت که علمای دین می گویند حرام است و آنها بی توجهند(و در اینجا به غیر از ریش منظور دیگری ندارم).

به نظر من به خاطر آنان است که در جامعه اکثر دانشجویان دانشگاهی به پیروی از آنها الزامی به ریش گذاشتن نمی بینند و  وضعی را به وجود آورده اند که اکثر افراد  جامعه ، شخصی باسواد دانشگاهی را شخصیتی  بدون ریش فرض می کنند.به نظر شما دلیلش آن اساتیدی که دم از مسئولیت پذیری می زند و آن دانشمندانی که در دنیای مادی مشهور خاص و عام اند، و ریش میتراشند نمی تواند باشد؟ به نظر شما آن استادی که به فکر دانشجو جهت می دهد نمی تواند او را به ریش گذاشتن تشویق کند؟

به نظر شما جای خدا و دستوراتش در دانشکده های علوم مادی کجاست؟ اصلا سخنی از خدا به میان می آید؟ به نظر شما اگر اساتید دانشگاه هم مانند اساتید حوزه ،به دانشجو می آموختند که  هر کاری را طبق رضایت خدا و بگونه ای که خدا بپسندد  انجام دهید،الان وضع دانشجویان اینگونه میشد؟( اگر جواب مثبت است) یعنی اینقدر شما جوانان را سنگدل فرض کرده اید که با اینکه می بیند همه ی اساتید دم از خدا و عمل به دستوراتش می زنند ، ولی باز هم دلش نرم نمیشود.

جوان برای شکل گرفتن نیاز به الگو دارد ، استاد الگوی جوان است ، تاثیر بعضی اساتید مخصوصا اگر دانشمند هم باشد از پدر و مادر هم بیشتر است.

این ریش تراشان وضعی را به وجود آورده اند  که اکثرا در جامعه ریش را فقط برای حوزوی ها میدانند یعنی اگر حوزوی هستی ریش بگذار . واضح تر بگویم در جامعه اگر نام دانشمندی را بیاوریم  و بگوییم که او دانشگاهی است اولین تصویری که در ذهن اکثر افراد نقش می بندد فردی بدون ریش است یعنی دانشمندان بدون ریش ، چهره ی بدون ریش را به چهره ای مثبت تبدیل کرده اند.

هر کس درمیان مسلمان آشکارا گناه و کار حرامی انجام می دهد باید منفور مسلمانان باشد. این افراد چون زیر سایه علم و شغل شریف معلمی هستند و ریش می تراشند ، قبح این کار را در جامعه از بین می برند بطوری که دیگر اکثر مردم ریش تراش را جزو گناهکاران نمی دانند چه به برسد به اینکه از او نفرت هم داشته باشند. اصلا در جامعه ریش تراش نه تنها منفور نیست بلکه اغلب انسانی باسواد و با فضل و کمالات هم به حساب می آیند .

دانشمندان دانشگاهی که ریش می تراشند وضعی را به وجود آورده اند که اگر به بعضی جوانان بگویی ریشت را نزن ، او در جواب می گوید که : فلان دانشمند با آن سوادش ریش میتراشد اگر بد بود او هم نمی زد. یا اینکه می گوید : برو بابا ریش برا شیخاست !

خودتان انصافا قضاوت کنید برای کسی در مدرسه و در دانشگاه ، سن رشدش را با معلمان و اساتید بدون ریش گذرانده ، اصلا ریش گذاشتن اهمیت دارد؟اصلا به فکر ریش گذاشتن می افتد؟ با طرز فکری به او القا که ریش برا شیخاست و اینکه بعضا به خاطر زحمت بعضی از همین معلم و اساتید ، که شخصیت شیخ را در جامعه کم رنگ کرده اند ، اصلا رویش میشود که ریش بگذارد؟

سوره ی مبارکه مائده آیه 2 (ابتدای آیه)

ای کسانی که ایمان آورده اید شعائر الهی (و مراسم حج را محترم بشمارید و مخالفت با حدود الهی ) را حلال ندانید.

(و یکی از این حدود الهی ریش تراشی است)

(انتهای آیه)

و در نیکوکارى و پرهیزگارى با یکدیگر همکارى کنید و در گناه و تعدى دستیار هم نشوید و از خدا پروا کنید که خدا سخت ‏کیفر است .

(واقعا اینقدر خدا برای شما بی ارزش است که دوست ندارید به ترویج اجرای همه ی احکامش کمک  کنید )

اگر کسی ادعای مسلمانی دارد باید ظاهرش هم طبق دستورات دین باشد.به نظر شما این نوعی دورویی نیست برای کسی که می گوید من مسلمانم! ولی خود را به شکل کفار در می آورد.

و در نهایت یکی دیگر از واجبات دین امر به معروف و نهی از منکر است و طبق این دستور دین همه وظیفه دارند کسانی که ریش نمی گذارند را امر و نهی کنند.

  نظرات ()
رفیق بد نویسنده: الفب - چهارشنبه ٦ آذر ۱۳٩٢

 

شیاطین دو گونه اند :1- جن 2- انسان

مهمترین  شیطان از نوع انس ، رفیق بد است.

مضمون حدیثی که از حضرت عیسی علیه السلام نقل شده این است:

دوست واقعی کسی است که انسان را به یاد خدا بیاندازد.

یعنی کسانی که انسان را از یاد خدا دور می کنند رفیق نیستند. شیطان هم به کسی می گویند که انسان را از یاد خدا غافل کند.

مثلا ما باید برای این درس بخوانیم که با استفاده صحیح از آن به خدا نزدیکتر شویم.

دوست بد نه تنها این را از یاد ما می برد بلکه ما را تشویق می کند که فقط برای شهرت و اینکه ناممان باقی بماند درس بخوانیم. و وقتی که هدف این باشد دیگر برای ما اینکه در خدمت کشور ظالم باشیم یا نباشیم فرقی ندارد.

 

 

 

  نظرات ()
شیطان زیبایی نویسنده: الفب - چهارشنبه ٦ آذر ۱۳٩٢

زیبایی جسم هم میتواند شیطان باشد.

دقت کرده اید که اکثر پسرانی که زیباترند سختر راضی می شوند که ریش بگذارند و سختر راضی میشوند که لباس تنگ و بدن نما نپوشند.

اکثر دختران زیبارو  هم رو همینگونه اند. آنهایی که رنگ موهایشان زیباتر است سختر راضی میشوند که به گونه ای موهایشان را بپوشانند که یک تارش نمایان نباشد.

دقت کرده اید که اکثر کسانی که رنگ چشمان متفاوت است هم همینگونه اند.

دقت کرده اید که بعضی از زیبارویان به قدری پست و بی ارزش هستند که همیشه فکرشان این است که چه کنند که همه به عورتش توجه کنند که به خیال خود با این کار دیگران به او بیشتر دل ببندند.

دنیا دار آزمایش است و زیبایی ها دنیا وسیله ی آزمایش است.زیبایی ابزار شیطان است برای گمراه کردن مردم است.این چنین زیبارویانی که گفتم مانند  شیطان اند. دستورات دین بطور کامل طرز لباس پوشیدن را شرح داده.این زیبارویان با عمل نکردن به این دستورات هم خودشان با جسم زیبایشان مانند شیطان زندگی می کنند و مردم را گمراه می کنند و هم ابزار کار شیطان میشوند ، به  این گونه که شیطان مردم را وسوسه می کند که به او بیشتر بنگرند و مانند او باشند. مثلا شیاطین انس برای تبلیغ لباس های زننده از این زیبارویان استفاده می کنند ، و یا در رقاص خانه ها از این زیبارویان استفاده می کنند و یا در جاهایی که شراب میخورند اگر ساقی زیبا باشد مشتریان آنجا بیشتر میشود.

داستان ابن سیرین را شنیده اید. خوشا به حالش.شیطان زیبارویان را بیشتر وسوسه می کند، خوشا به حال زیبارویانی که شیطان را ذلیل می کنند و به وسوسه اش گوش نمی دهند.

وای به زیبارویانی که شیطنت اینگونه دارند، کاش از میمون زشتتر میشدند ولی به این پستی اسارت جسم زیبا نمی افتادند.

و در نهایت راه توبه باز است و خدا توبه پذیر مهربان.

خداوند توبه‏کاران و پاکیزگان را دوست مى‏دارد( قسمت آخر سوره مبارکه بقره آیه 222)

شما دلتان نمی خواهد خدا شما را دوست بدارد به جای اینکه عده ای که چشمان به ... است شما را دوست بدارد.

اگر میخواهید مردم شما را دوست بدارد بدانید که هر خدا اورا دوست بدارد همه به او عشق میورزند.(حتی اگر در ظاهر با او دشمنی کنند و این دوست داشتن در ضمیر ناخود آگاه آنان است (البته همه دوست داشتن های اینگونه خدایی نیست). یعنی اینکه همه دوستش دارند ولی نمی دانند چرا)

سوره مبارکه نسا آیه 26

خداوند میخواهد (با این دستورها راههای سعادت) را برای شما آشکار سازد و به سنتهای (صحیح) پیشینیان رهبری کند و توبه شما را بپذیرد و خدا دانا و حکیم است.

باز آی باز آی هر آنچه هستی باز آی    گر کافر و گبر و بت پرستی باز آی

                   این درگه ما درگه نومیدی نیست    صد بار اگر توبه شکستی باز آی

  نظرات ()
عبادت شیطان نویسنده: الفب - دوشنبه ٤ آذر ۱۳٩٢

 سوره مبارکه یس 61-60

أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ

اى فرزندان آدم مگر با شما عهد نکرده بودم که شیطان را مپرستید زیرا وى دشمن آشکار شماست.

وَأَنْ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ (و اینکه مرا بپرستید این است راه راست)

و پرستش شیطان مراتبی دارد. بالاترین مرتبه برای ملعونانی است که (نعوذ بالله)او را خدا می دانند که آنها کافر و نجس اند. و مراتب دیگر برای کسانی که او را خدا نمی دانند ولی به سخنانش گوش می دهند و همین هم برای شیطان کافی است (مثل بدحجابان که هم خودشان  انسان بدی هستند(بدی هم مراتبی دارد) و هم زمینه را برای بد حجاب شدن و بد شدن دیگران فراهم می کنند و دقت کنید که روش شیطان برای گمراه کردن این است : (سوره مبارکه بقره آیه 268)  شیطان به شما وعده تهیدستى مى‏دهد و شما را به زشتى و فحشا دستور می دهد؛ منظور اینکه بقدری فحشا برای شیطان مهم است که به آن دستور می دهد و بد حجابان زمینه فحشا در جامعه را ،نیز فراهم می کنند )

ای مردم وقتی که هدف خلقت فقط یکی است و آن عبادت خداست شما در دنیا به دنبال چه هستید .(وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ الذاریات-56) 

  نظرات ()
نحسی ریختن آبرو نویسنده: الفب - جمعه ۱ آذر ۱۳٩٢

بعضی ها به بهانه ی اینکه می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم اشتباها آبروی شخص را می برند.

و برخی هم با غیبت یا تهمت آبروی مردم را می برند.

به خیال اینکه بعدا توبه می کنم .

اما نمی دانند نحسی این گناه بقدری زیاد است که ممکن است رابطه ی بین آنها را به کلی بهم بزند بطوری که تا آخر عمر به طرف هم نروند و نه شخص آبرو برنده به فکر عذرخواهی و توبه بیافتد اگر هم بیافتد رویش نشود که برود و نه آن شخص که آبرویش رفته در دل راضی شود که گوینده را ببخشد و کار به قیامت بیافتد.

استاد فاطمی نیا فرمود:( خدا چند گناه را سخت می‌بخشد:1- عمداً نماز نخواندن2- به ناحق آدم کشتن3- عقوق والدین

4- آبرو بردن

این گناهان این قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی‌شوند.)

  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ علم (۱٢) دین (۱۱) بدحجاب (۱۱) عالم (٩) ظلم (٧) خدا (٧) آمریکا (٦) امر به معروف و نهی از منکر (٦) معصومین علیهم السلام (٦) دوست و دشمن خدا (٥) ریش (٥) هدف خلقت (٥) شیطان (٥) دانشگاه (٥) عشق (٤) یک جمله معروف (٤) دنیا (۳) شاه (۳) شیعه (۳) کافر (۳) ظهور (۳) غیبت (۳) گناه (۳) حماقت (۳) توبه (٢) تهمت (٢) روحانی (٢) عبادت (٢) زیبایی (٢) سوءظن (٢) مال حرام (٢) مهاجرت (٢) رفیق (٢) کربلا (٢) آدم (٢) پیشرفت (٢) نفس (٢) انقلاب (٢) ازدواج (٢) تارنگار (وبلاگ) (٢) به ضرر گوینده اش (٢) جبر یا اختیار (۱) غرور ابلیس (۱) صحبت با حیوانات (۱) پاسخ به نظر (۱) سرگرم کردن مردم (۱) قرآن (۱) صبر (۱) دعا (۱) ایمان (۱) اسرائیل (۱) توکل (۱) شهادت (۱) تربیت (۱) فرهنگ (۱) اسلام (۱) استاد (۱) درد (۱) عزاداری (۱) روزی (۱) اعتماد به نفس (۱) بهشت (۱) شهوت (۱) زهد (۱) خیانت (۱) عذاب (۱) حالات (۱) بیانات رهبر (۱) سن تکلیف (۱) سوال مهم (۱) پرحرفی (۱) کرسی آزاد اندیشی (۱) اختلاط زن و مرد (۱) آزاده گی (۱) زشتی (۱) مجتهد (۱) انحراف (۱) برهنگی (۱) بندگی (۱) آزمایش (۱) آبرو (۱) قضاوت (۱) پیامبران (۱) دشمن (۱) آخرت (۱) تعصب (۱) اسارت (۱) ایستادگی (۱) تقوا (۱)
مطالب اخیر اگر کسی به مستحبات عمل نکرد بی دین نیست! تفسیر حدیث النظافة من الایمان ریش گذاشتن سنت حضرت ابراهیم (سلام خدا بر او) است آیا در زمان شاه مردم دیندارتر بودند؟ از دشمنان امام حسین (ع) (رضا شاه و پسرش) حمایت نکنید دانشمندان غربی همگی جیره خوار اهل بیت علیهم السلام هستند داستان قرآن کوچک نیمه سوخته(در مورد زنانی که بد حجاب میشوند) عقب افتادن ازدواج زنان ایراداتی به نظام دانشگاهی جهان به بهانه ی پیشرفت علم به بقای اسرائیل کمک نکنید