قضاوت بی جای بعضی از افراد

بعضی افراد به محض اینکه به مشکلی برمی خورند شروع به ایراد گرفتن از همه چیز و بد و بیراه گفتن به هر که ، که فکر می کند مسبب آن مشکل است و دعا کردن به حال هرکه ، که فکر می کند اگر او بود این مشکل پیش نمی آمد ، می کنند.

برخیشان افراطی ترند و اگر ببینند کسی می خواهد آنها را متوجه اشتباهشان کند ، تمام چیزهایی را که از قبل بینشان بوده را فراموش کرده و او را نیز  مانند مسببان مشکلش پنداشته و شروع به بد گفتن به او می کند.

و در این حالت هر سخنی را که شنیده و یا میشنود که مطابق با آن چیزهایی در بالا گفتم و اعتقاداتش است آنرا بدون دلیل قبول می کند.

در نهایت متوجه میشود مشکلش مربوط به خودش است و به سادگی قابل حل می باشد.

برخیشان حتی بعد از اینکه مشکلش حل میشود هم حاضر به پس گرفتن حرفهایش نمیشوند و میگویند این چیزها که گفتم وجود دارند به موقعش نشانت می دهم و به قدری مغرورند که هیچ وقت حاضر به عذرخواهی نیستند.

 آخر تعصب بی جا به عقاید بی پایه تا چه حد؟

این چه جور زندگی کردن است؟ آخر این چه حماقتی است که به جای اینکه اول کمی  فکر کند  که مشکلش را حل کند مشکلات دیگر برای خود ایجاد می کند و با سخن بیجا فکر دیگران را آشفته کرده و فقط آبروی خود را می برد.

مثلا ماشینش ترمز می برد و تصادف می کند. شروع به ایراد گرفتن از کارخانه و حمل کننده و فروشنده ماشین و بد و بیراه گفتن به مملکت و نظام و مدیران مملکت که چرا این ماشین در این مملکت استفاده میشود و دعا به حال مدیران کشورهای پیشرفته که اگر در آنجا زندگی می کردم چنین مشکلی به وجود نمی آمد ، می کنند. و به تایید چیزهای عجیب می پردازند مثلا در آمریکا ترمز هیچ ماشینی نمی برد.(اگر شنونده عاقل باشد همینجا متوجه میشود که آن فرد احتمالا تعصب زیادی به آمریکا دارد) و کسی که می گوید (چیزهایی از این ماشین در ذهن دارم که اگر بگویم به ضررم تمام میشود) میپردازد و اگر ببینند کسی می خواهد او را متوجه اشتباهش کند ، تمام چیزهایی را که از قبل بینشان بوده را فراموش کرده و او را فردی متعصب و افراطی می نامند. و حتی اگر هم بداند این مشکل بدست او حل میشود چون او را مانند مسببان مشکلش می پندارد کمکی از او قبول نمی کند.

و در نهایت متوجه میشود که مدت زیادی از ماشین کار کشیده بدون اینکه آنرا نزد تعمیرکار ببرد که قطعاتش را چک کند.

و یا مثلا کامپیوتر خود را روشن می کند ، وقتی که به اینترنت متصل میشود متوجه میشود که فلان سایت باز نمیشود، ناراحت میشود و شروع به ایراد گرفتن از کامپیوتر و سرویس ارائه دهنده ی اینترنت و کشوری که در آن زندگی می کند و قاره ای که در آن زندگی می کند و سیاره ای که در آن زندگی می کند و در نهایت همه چیز را به گردن خدا می اندازد که چرا جهان را اینگونه خلق کردی و بدو بیراه گفتن به فروشنده کامپیوتر و فروشنده سرویس اینترنت و شخصی که آن سایت را طراحی کرده و حتی کسانی که از آن سایت استفاده می کنند و دعاکردن به حال دیگر فروشندگان کامپیوتر و دیگر ارئه دهندگان سرویس اینترنت و طراحان سایت های دیگر و حتی کاربران دیگر سایتها می کنند. و به تایید چیزهایی مثل با نفوذ بودن طراح کامپیوتر و سایت و مسئولان ارئه دهنده ی سرویس اینترنت که توانسته اند آن را به مردم  قالب کنند می پردازد و در تاییدش می گوید امان از نفوذ.

و در نهایت متوجه میشود که آدرس سایت را اشتباه وارد کرده است.

همه چیز را به هم ریخت آخر به چه رسید.

/ 0 نظر / 12 بازدید